الشيخ رسول جعفريان
65
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
ابن اعثم از نقش انصار در بيعت گرفتن براى امام على عليه السّلام سخن مىگويد و اين كه نمايندگان انصار در مسجد براى مردم كه بخشى از آنان مهاجران عراقى و مصرى بودند ، سخن گفتند . مردم گفتند كه شما « انصار اللّه » هستيد و هر چه بگوييد ما خواهيم پذيرفت . آنان نيز على عليه السّلام را براى خلافت معرفى نمودند . و مردم نيز با فريادهاى خود او را تأييد كردند . آن روز ، مردم مسجد را ترك كردند . فرداى آن روز ، امام به مسجد آمد و فرمود : براى امر خود ، كسى را برگزينيد ، من نيز تابع شما هستم ؛ آنان گفتند : بر همان تصميم ديروز خود هستيم . در آغاز ، طلحه كه دستش چلاق بود بيعت كرد . اين را به فال بد گرفتند ! آنگاه زبير بيعت كرد و بعد از او مهاجرين و انصار و هر آن كس از عرب و عجم و موالى كه در مدينه حاضر بود ، بيعت كرد . « 1 » در اين باره كه چرا امام زير بار بيعت با مردم نمىرفت ، سخنان امام گوياتر از هر چيزى است . نخستين مسأله آن بود كه امام جامعه موجود را فاسدتر از آن مىدانست كه او بتواند آن را رهبرى كرده و معيارها و منويات خود را در آن به اجرا در آورد . « 2 » احساس امام اين بود كه در ميان اين فتنهها ، نمىتوان به سلامت ، جامعه را رهبرى كرد . پس از آنى كه امام احساس كرد كه از او دستبردار نيستند ، با انكار خود خواست تا از مردم اين تعهد را بگيرد كه از وى پيروى كامل كنند و به آنچه او خواست تن در دهند . « 3 » حوادث و رخدادهاى بعدى ، اين تصور امام را كه كار كردن در « فتنه » و « شبهه » بسيار دشوار است ، روشن كرد و زمانى امام فرمود : اگر مىدانستيم كه كار به اين حد بالا مىگيرد از اول در آن داخل نمىشدم . « 4 » زمانى امام شخصى را با نام ابو مريم در كوفه ديد . از او دليل آمدنش را به كوفه پرسيد . ابو مريم گفت : به خاطر عهدم با تو آمدم كه گفتى اگر بر سر كار بيايم چه و چه خواهم كرد . امام فرمود : من بر عهد خود ايستادهام اما مبتلاى به خبيثترين مردمان روى زمين شدهام كه هيچ به سخن من گوش نمىدارند . « 5 »
--> ( 1 ) . الفتوح ، ج 2 ، صص 245 - 243 ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 92 ( 3 ) . تاريخ الطبرى ج 4 ص 428 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 213 و نك : الغارات ، ص 112 ( 5 ) . اخبار البلدان ، ابن فقيه همدانى ، صص 5 - 4 ( چاپ سزگين )