الشيخ رسول جعفريان
59
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
دربارهء ارزيابى امام از خلافت سه خليفه ، بايد گفت : امام در هيچ زمانى آزاد نبود تا ارزيابى خود را از شيخين به دست بدهد . بر عكس نسبت به عثمان ، هر آنچه كه به آن اعتقاد داشت ، فرصت بازگو كردن آن را داشت . دليل اين امر اين بود كه سپاه او در كوفه ، كسانى بودند كه جز عدهء محدودى ، شيخين را پذيرفته بودند و امام نمىتوانست در جمع آنان در سخن گفتن دربارهء آنها آزاد باشد . يك بار كه فرصتى بدست آمد ، به بيان بخشى از رنجهاى خود پرداخت و بلافاصله از ادامه سخن بازماند و در برابر اصرار ابن عباس به ادامهء صحبت فرمود : « تلك شقشقة هدرت » ، نه ابن عباس ! آنچه شنيدى شعلهء غم بود كه سر كشيد . « 1 » با همهء احتياطى كه امام داشت ، در زمان شوراى خلافت ، حاضر به پذيرفتن شرط عبد الرحمن بن عوف براى قبول خلافت نشد . ابن عوف شرط كرد : اگر امام بپذيرد تا به سيرهء شيخين عمل كند حاضر است خلافت را به او واگذار كند ، اما امام فرمود : تنها به اجتهاد خود عمل خواهد كرد . اين رد آشكارى از امام نسبت به روش و سيرهء شيخين بود كه به اعتقاد امام در قسمتهاى زيادى بر خلاف سيرهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و بر پايهء اجتهادى نادرست صورت گرفته بود . امام اطاعت خود را نيز از أبو بكر ، در امورى دانسته كه او از خدا اطاعت مىكرده است . « 2 » سخنان امام در دورهء خلافت ، و نيز روش برخورد امام با مسائل مختلف نشان مىدهد كه امام شيوههاى گذشته را نمىپسنديده است . بعدها معاويه در نامهاى به امام نوشت كه تو بر خلفاى پيشين حسد برده بر آنها بغى كردى ! امام در پاسخ او نوشتند : و پنداشتى كه من بد همهء خلفا را خواستم و به كين آنان برخاستم . اگر چنين است - و سخنت راست است - تو را چه جاى بازخواست است ؟ جنايتى بر تو نيايد تا از تو پوزش خواستند . . . و گفتى مرا چون شترى بينى مهار كرده مىراندند تا بيعت كنم . به خدا كه خواستى نكوهش كنى ، ستودى ، و رسواسازى ، خود را رسوا
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 3 ؛ نثر الدر ، ج 1 ، ص 274 ( 2 ) . الغارات ، ج 1 ، ص 307