الشيخ رسول جعفريان
55
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
قبايل يمنى كه از زمان سفر چندماههء امام به يمن آن حضرت را ديده بودند ، با وى آشنايى داشتند . جندب بن عبد الله مىگويد : زمانى پس از بيعت با عثمان به عراق رفتم ، در آنجا براى مردم فضايل على عليه السّلام را نقل مىكردم . بهترين پاسخى كه از مردم مىشنيدم اين بود كه ، اين حرفها را به كنارى بگذار ، به چيزى فكر كن كه نفعى برايت داشته باشد . من مىگفتم : اين مطالب ، چيزهايى است كه براى هر دوى ما سودمند است ، اما طرف برمىخاست و مىرفت . « 1 » به نقل ابن ابى الحديد ، تحليل محمد بن سليمان اين بوده است كه يكى از عوامل اختلاف در دورهء عثمان تشكيل شورى بود ؛ زيرا هر يك از اعضاى شورى هوس خلافت داشتند . طلحه از كسانى بود كه در انتظار خلافت مىبود . زبير نيز ، هم به او كمك مىكرد و هم خود را لايق حكومت مىديد . اميد آنان به خلافت بيش از اميد امام على عليه السّلام بود . دليلش نيز اين بود كه شيخين او را از چشم مردم ساقط كرده و حرمت او را در ميان مردم خورد كرده بودند . به همين جهت او فراموش شده بود . بيشتر كسانى كه فضايل او را در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىشناختند مرده بودند و نسلى به پيدايى در آمده بود كه او را همانند ساير مسلمانان مىدانستند . از افتخارات او تنها همين مانده بود كه پسر عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همسر دختر او و پدر نوادگاه او است . باقى . امور فراموش شده بود . قريش نيز چنان بغضى به او مىورزيد كه به هيچ كس چنان نبود . قريش به همين اندازه طلحه و زبير را دوست مىداشت ؛ زيرا دليلى براى وجود كينه نسبت به آنها وجود نداشت . « 2 » ابن ابى الحديد پس از اشاره به اين نكته كه مردم در صفين ، منتظر بودند تا حضور عمار را در يك جبههء معيار حقانيت آن جبهه بدانند مىگويد : تعجب از اين مردم است كه عمار را به عنوان ملاك حق و باطل مىپذيرند اما خود على را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حديث ولايت را دربارهاش فرموده و نيز فرمود : لا يحبّك إلا مؤمن و
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 9 ، ص 58 ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 9 ، ص 28 . از امام سجاد عليه السّلام سؤال شد كه : چرا اين اندازه قريش به پدرت ( جدت ) كينه داشتند . حضرت فرمود : لأنّه أورد أوّلهم النار و ألزم آخرهم العار . نثر الدر ، ج 1 ، ص 340