الشيخ رسول جعفريان

479

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

فوق بر مىآيد ، آنان مخالفت خود را به گونهء ديگرى وانمود كرده و گفتند : دختر خود را به ازدواج كودكى در مىآورد كه : « لم يتفقّه فى دين الله و لا يعرف حلاله من حرامه و لا فرضا من سنّته » ؛ كودكى كه تفقه در دين خدا ندارد ، حلال را از حرام تشخيص نمىدهد و واجب را از مستحب بازنمىشناسد . مأمون در مقابل اين برخورد ، مجلسى برپا كرد و امام جواد عليه السّلام را به مناظرهء علمى با يحيى بن اكثم ، بزرگترين دانشمند و فقيه سنّى آن عصر ، فرا خواند تا بدين وسيله مخالفان و اعتراض كنندگان عباسى را به اشتباه خود آگاه كند . « 1 » اين در حالى بود كه بنا به اين دو روايت ، هنگام عقد ازدواج ام فضل با امام جواد عليه السّلام هنوز به آن حضرت « صبى » اطلاق مىشده است . بنابر روايتى كه از ابن طيفور ، ابن اثير و برخى ديگر نقل شده ، و درستى آن كاملا محتمل است : هنگامى كه مأمون در سال 215 به تكريت وارد شد ، امام جواد عليه السّلام نيز از مدينه به بغداد رسيده بود . آن حضرت براى ملاقات با مأمون به شهر تكريت رفت و در آنجا بود كه ام فضل به دو پيوست . سپس آن حضرت تا فرارسيدن موسم حج ، در بغداد ، در منزل احمد بن يوسف ، كه در كنار دجله بنا شده بود ، اقامت فرمود و آنگاه با خانوادهء خويش براى انجام مراسم حج به مكّه رفت و از آنجا به مدينه بازگشت و در آنجا ماندگار شد . « 2 » بر اساس اين روايت ، امام تنها همين مدت كوتاه را در بغداد اقامت گزيده است ؛ گرچه احتمال اقامت آن حضرت در بغداد در زمانهاى ديگر منتفى نيست . در اين زمينه و نيز دربارهء آمدن آن حضرت در كودكى به بغداد ، روايت ديگرى از اربلى در دست داريم : هنگامى كه مأمون به بغداد آمد ، از امام جواد عليه السّلام خواست تا به آن شهر آيد و در همانجا بود كه روزى امام را در ميان همگنانش ديد كه مشغول بازى است . با نزديك شدن موكب مأمون ، بچه‌ها همگى خود را از سر راه او كنار كشيده و فرار كردند ؛ ولى امام در كنارى همچنان بىحركت و با آرامش و ابّهت خاصى ايستاد . اين

--> ( 1 ) . همان ، صص 319 - 320 ( 2 ) . تاريخ الطبرى ، ج 7 ، ص 190 ، حوادث سال 215 ؛ تاريخ بغداد ، ج 3 ، صص 54 - 55 ؛ مسند الامام الجواد ، ص 55 ؛ الحياة السياسية للامام الجواد عليه السّلام ، ص 79