الشيخ رسول جعفريان
480
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
وضع ، مأمون را به شگفتى انداخت و از امام پرسيد : چرا تو مثل ديگران فرار نكردى ؟ امام پاسخ داد : من مرتكب گناهى نشدهام كه از ترس مجازات فرار كنم و از طرف ديگر ، راه آنچنان تنگ نيست كه مانع عبور موكب شما شود . مأمون پرسيد : شما كيستيد ؟ فرمود : من محمد بن على بن موسى الرضا هستم . . . به دنبال اين روايت مطالب ديگرى آمده كه محل چند و چون برخى از محققان قرار گرفته و از جمله استاد بزرگوار ما علّامه سيد جعفر مرتضى در تأييد آن كوشيده است . « 1 » با اين حال برخى اعتراضات پاسخ درستى نيافته است . در صورت درست بودن روايت ، بايد موقعى كه مأمون در سال 204 به بغداد آمده ، بلافاصله و يا اندكى بعد امام جواد عليه السّلام را به بغداد فراخوانده باشد . اين تنها روايتى است كه اشاره به آمدن امام جواد عليه السّلام در كودكى به بغداد دارد . اگر روايت مزبور را نپذيريم ، بايد اظهار كنيم كه ، طبق آنچه در مصادر در دسترس آمده ، امام تنها در سال 215 يك بار به بغداد آمده و تا قبل از آن كه معتصم آن حضرت را در سال 220 به بغداد احضار كند ، در مدينه زندگى مىكرده است ؛ در حال حاضر گزارش ديگرى مبنى بر آن كه امام در فاصله سالهاى 215 تا 220 به بغداد سفر كرده است در دست نداريم . دربارهء آمد و شد امام در مدينه و احترام مردم نسبت آن حضرت ، اطلاعات مختصرى در پارهاى از روايات آمده است . « 2 » فراخوانى آن حضرت به بغداد ، در سال 220 ، توسط معتصم عباسى ، آن هم درست در همان اولين سال حكومت خود ، نمىتوانست بىارتباط با جنبههاى سياسى قضيّه باشد . به ويژه كه درست همان سال كه حضرت جواد عليه السّلام به بغداد آمد ، رحلت كرد ؛ اين در حالى بود كه تنها 25 سال از عمر شريفش مىگذشت . عناد عباسيان با آل على عليه السّلام به ويژه با امام شيعيان كه در آن زمان جمعيت معتنابهى تابعيت مستقل آنها را پذيرفته بودند ، شاهدى است بر توطئهء حكومت در شهادت امام جواد عليه السّلام . همچنين خواستن آن حضرت به بغداد و درگذشت وى در همان سال در
--> ( 1 ) . الحياة السياسية للامام الجواد عليه السّلام ، صص 68 - 75 ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، صص 492 - 493