الشيخ رسول جعفريان
437
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
افزون بر اين ، وقتى كه امام عليه السّلام مىخواست به خراسان برود ، هيچكدام از افراد خانوادهاش را به همراه نبرد و اين خود دليل روشنى بود بر اين كه اين مسافرت از نظر آن حضرت ، هيچ آيندهء روشنى نداشته و سفرى از روى اميد نيست . از حسن بن على وشّاء نقل شده كه امام به من فرمود : إنّى حيث أرادوا الخروج بى من المدينة جمعت عيالى فأمرتهم ان يبكوا علىّ حتّى أسمع ، ثمّ فرّقت فيهم اثنى عشر ألف دينار قلت : أمّا إنّى لا أرجع الى عيالى أبدا ؛ « 1 » موقعى كه مىخواستند مرا از مدينه بيرون ببرند ، افراد خانوادهام را جمع كرده و دستور دادم براى من گريه كنند تا گريهء آنها را بشنوم . سپس در ميان آنها دوازده هزار دينار تقسيم كرده و گفتم من ديگر به سوى شما باز نخواهم گشت . چنين برخوردى بىترديد مىتوانست كسانى را كه درك درستى داشتند ، به ويژه شيعيان را كه در ارتباط مستقيم با امام بودند متوجه سازد كه امام به اجبار اين مسافرت را پذيرفته است . به طورى كه آن حضرت بعدها اين مسأله را براى ياران نزديك خود بيان فرموده است . از جمله از عبد السلام هروى نقل شده : و الله ما دخل الرّضا عليه السّلام فى هذا الأمر طائعا ؛ « 2 » قسم به خدا امام رضا عليه السّلام به ميل خود در اين امر وارد نشد . به هر روى امام عليه السّلام را از مدينه بيرون آورده و از طريق بصره به فارس و از آنجا به خراسان آوردند . « 3 » در آنجا بود كه مأمون درخواست خود را مبنى بر سپردن خلافت به امام رضا عليه السّلام مطرح كرد و پس از اصرار فراوان مأمون و استنكاف امام از پذيرفتن آن ، در نهايت ولايتعهدى بر آن حضرت تحميل شد . همانگونه كه استاد جعفر مرتضى به تفصيل بحث كرده ، عرضهء خلافت به آن حضرت جدّى نبود ، درست همانطور كه تهديد قتل امام از طرف مأمون در صورت نپذيرفتن ولايتعهدى ، مىتواند دليل قانع
--> ( 1 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 219 ؛ اثبات الوصيه ، ص 203 ؛ مسند الامام الرضا ، ج 1 ، جزء 2 ، ص 169 ( 2 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 140 ( 3 ) . كتابى ويژه دربارهء جغرافياى تاريخى مسير هجرت امام رضا ( ع ) به خراسان تأليف شده كه دوستداران آگاهيهاى بيشتر در اين زمينه به آن كتاب مراجعه كنند .