الشيخ رسول جعفريان

436

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

حضرتش كاملا تبرئه نمايد ، او بالاخره توانست با وانمود كردن علاقه و محبت خويش نسبت به امام رضا عليه السّلام - كه براى بخشى از مردم قابل قبول بود - او را به شهادت رسانده و كسى هم به ظاهر متوجه خيانت او نگردد . « 1 » عكس العمل امام عليه السّلام يك طرف مسأله مأمون بود كه اهداف او را از آوردن امام به خراسان و سپردن ولايتعهدى به آن حضرت بيان كرديم . اكنون بايد از عكس العمل امام عليه السّلام در اين باره سخن بگوييم . الف : آنچه به عنوان اولين عكس العمل در اين باره از طرف امام نشان داده شد اين بود كه آن حضرت ابتدا از آمدن به خراسان سرباززد . طبيعى بود كه نفس اين عمل مىتوانست براى مأمون يك پيروزى به حساب آيد . امام تا آنجا مخالفت كرد كه رجاء بن ابى ضحاك كه از طرف مأمون آمده بود ، مجبور شد امام را به زور به مرو ببرد . كلينى از ياسر خادم و ريّان بن صلت نقل كرده كه : وقتى كار امين پايان يافت و حكومت مأمون استقرار پيدا كرد ، او نامه‌اى به امام عليه السّلام نوشت و از آن حضرت خواست تا به خراسان بيايد . امام هرگز به درخواست او جواب مساعد نمىداد : فلم يزل المأمون يكاتبه فى ذلك حتّى علم أن لا محيص له و لا يكفّ عنه ؛ « 2 » مأمون پيوسته در اين باره نامه‌نگارى مىكرد تا آن كه امام راه گريزى نديد . چرا كه مأمون دست‌بردار نبود . صدوق از معول سجستانى آورده : زمانى كه براى بردن امام رضا عليه السّلام به خراسان پيكى به مدينه آمد ، من در آنجا بودم . امام به منظور وداع از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد حرم شد ، او را ديدم كه چندين بار از حرم بيرون مىآمد و دوباره به سوى مدفن پيغمبر بازمىگشت و با صداى بلند گريه مىكرد . من به امام نزديك شده و سلام كردم و علّت اين موضوع را از آن حضرت جويا شدم . در جواب فرمود : من از جوار جدّم بيرون رفته و در غربت از دنيا خواهم رفت . « 3 »

--> ( 1 ) . نك : حياة الامام الرضا ، ص 241 ، به بعد . ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 448 ؛ مسند الامام الرضا ، ج 1 ، ص 64 ( 3 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 218