الشيخ رسول جعفريان

435

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

خلافت و سياست از نظر مردم ، نوعى آلودگى تلقى مىشد ، وارد ساختن يك شخص مهذّب در آن ، خود به خود باعث كاهش اثر وجودى او مىگرديد . اين مسأله كه زهد با خلافت نمىسازد آن هم خلافتى كه عبّاسيان بنيان‌گذار آن بودند ، موقعيت و منزلت امام را تنزّل مىداد ؛ از اين رو به عنوان اعتراض ، به امام گفته مىشد : شما با آن همه اظهار زهد در دنيا چرا ولايتعهدى مأمون را پذيرفتيد ؟ امام مىفرمود : قد علم الله كراهتى « 1 » ( خدا مىداند كه من از اين امر چقدر كراهت داشتم ) . وراى اهدافى كه ذكرش رفت از نكات ديگرى نيز مىتوان ياد كرد و آن اين كه مأمون با اين روش ، بهتر مىتوانست امام رضا عليه السّلام را كنترل نمايد . بدين ترتيب براى وى - كه امام در چنگال خود داشت - مراقبان و محافظان زيادى گذاشته بود تا اخبار امام رضا عليه السّلام را به وى برسانند . « 2 » اين مسأله ، سبب جدايى امام از شيعيان واقعى خود نيز گرديده بود . استفاده از طرفداران علويان با آوردن امام رضا عليه السّلام در تشكيلات خلافت ، پس از آن كه عباسيان به خاطر جنگ مأمون با برادرش امين ، از دور او پراكنده شده بودند ، امرى بس مهم دربارهء تهديد و در نتيجه جلب آنها به سوى مأمون مىتوانست باشد . « 3 » گرفتارى مأمون در مقابل قيامهاى علويان ، از مسائلى بود كه او بايد به شكلى آن را حل مىكرد ، لذا در نامه‌اى كه بعدها به عبد الله بن موسى نوشت تا او را به جاى برادر ولايتعهدى دهد ، چنين آمده : ما ظننت انّ احدا من آل ابى طالب يخافنى بعد ما عملته بالرّضا . « 4 » فكر نمىكنم پس از واگذارى ولايتعهدى به امام رضا ، كسى از آل ابى طالب از من بترسد . البته او فريب نخورد و مأمون را متهم به قتل برادرش امام رضا عليه السّلام كرد . آوردن امام رضا عليه السّلام به بهانهء ولايتعهدى از نظر تودهء مردم مىتوانست او را از اتهام قتل

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 49 ، ص 130 ؛ علل الشرايع ، ص 238 ؛ حياة الامام الرضا ، ص 244 ( 2 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، صص 151 - 152 ؛ حياة الامام الرضا ، ص 213 - 214 ( 3 ) . الصّلة بين التشيّع و التصوّف ، ص 223 - 224 ( 4 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 628 ؛ افرادى از علويين كه در پايان قرن دوم هجرى شورش كردند عبارت بودند از : محمد بن ابراهيم بن اسماعيل كه ابو السرايا فرماندهى كه سپاهش را بر عهده داشت ؛ ابراهيم بن موسى بن جعفر در يمن ؛ زيد بن موسى بن جعفر در بصره . نك : مسند الامام الرضا ، ج 1 ، صص 50 - 51