الشيخ رسول جعفريان

413

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

خارج شدند . بدين سان « اهل حديث » شكل گرفتند . در آغاز نام مذهب كسانى كه متمسك به اين احاديث بوده و ديگران را خارج از دين و مذهب تلقّى مىكردند ، مذهب عثمانى بود ، همان مذهبى كه جاحظ در تأييد و حمايت از آن ، كتابى با عنوان « العثمانيه » نگاشت . يكى از تلاشهاى امامان شيعه آن بود كه در برابر اين احاديث و به عبارت ديگر « اهل حديث » بايستند ، به طورى كه در موارد لازم تحريفات و جعليّات را پاسخ داده و همچنين نادرستى برداشتهاى عاميانه و ظاهرانه آنان را در تفسير برخى از آيات متشابه و احاديث نشان دهند . چنين حركتى را مىتوان در ميان زندگى فكرى همهء امامان و دربارهء برخى بيشتر دنبال كرد و در زمينهء مواضع كلامى و فقهى آن بزرگواران به نتايج خوبى دست يافت . در اينجا چند نمونه از اين مواضع را در حيات فكرى امام كاظم عليه السّلام دنبال مىكنيم : الف : يكى از رواياتى كه اهل حديث بدان تمسك نموده و فراوان نقل مىكردند ، حديث « نزول خداوند به آسمان دنيا » بود . عن ابى هريرة ، انّ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله قال : يتنزّل ربّنا تبارك و تعالى كلّ ليلة إلى السماء الدّنيا حين يبقى ثلث اللّيل الآخر يقول : من يدعونى فأستجيب له ، من يسألنى فأعطيه و من يستغفرنى فأغفر له . « 1 » ابو هريره مىگويد : رسول خدا فرمود : خداوند هر شب در ثلث باقىماندهء از شب به آسمان دنيا فرود مىآيد و ندا مىدهد : كيست مرا بخواند تا اجابتش كنم ؟ كيست از من چيزى بخواهد تا به او بدهم ؟ كيست استغفار كند تا من او را بيامرزم ! ؟ پذيرفتن ظاهر چنين روايتى بدين صورت ، مستلزم اعتقاد به تشبيه و نيز قبول جابجايى خداوند از مكانى به مكان ديگر بود . اهل حديث آشكارا اين اعتقاد را مطرح

--> ( 1 ) . بخارى ، ج 4 ، ص 101 ( چاپ دار المعرفه ) ؛ سنن الدارمى ، كتاب الصلاة ، باب 168 ؛ الموطّأ ، كتاب القرآن ، ش 30