الشيخ رسول جعفريان

414

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

كرده و به احاديث ديگرى نيز در اين باب استناد مىكردند . احمد بن حنبل كه حاصل جريان فكرى اهل حديث بود و خود اندكى آن را تعديل كرد ، معتقد بود : للّه عزّ و جلّ عرش و للعرش حملة يحملونه و اللّه عزّ و جلّ على عرشه ليس له حدّ و اللّه أعلم بحدّه . . . يتحرّك ، يتكلّم ، ينظر ، يبصر ، يضحك . . . و ينزل كلّ ليلة الى سماء الدنيا و قلوب العباد بين إصبعين من أصابع الرّحمن . . . و خلق آدم بيده على صورته . « 1 » براى خداوند ، عرش وجود دارد و كسانى آن عرش را بدوش مىكشند . خداوند بر عرش خود نشسته است و [ بزرگى و اندازه‌اش ] حدّى ندارد . او به حدّ خود دانا است . . . خداوند حركت مىكند ، سخن مىگويد ، نگاه مىكند ، مىبيند ، مىخندد . . . قلوب بنده‌هاى خود ميان دو انگشت از انگشتان خداوند است . . . و خداوند ، آدم را با دست خود مانند صورتش خلق كرد . در باب نشيمنگاه خداوند نيز معتقد بود كه به اندازه چهار انگشت جاى خالى وجود دارد كه محل نشستن رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در كنار وى مىباشد . « 2 » اين عقايد بر اساس روايات تحريف شده و يا جعلى بود كه به دست احمد بن حنبل رسيده بود . همان گونه كه پيش از اين بيان شد ، تمسك آنها به « حديث » بود ، زمانى كه شخصى به احمد بن حنبل گفت : « كسانى گفته‌اند ، حديث « رأيت ربّى عزّ و جلّ شابّ امرد جعد قطط عليه حلة حمراء » را گويا يك نفر فقط روايت كرده » ، وى خشمگين شده و طرق متعددى براى آن شمرد . « 3 » اين روايات در زمان احمد بن حنبل جعل نشده بود ، بلكه بسيارى از آنها ، پيش از اين در دست مردم پراكنده بود . همين مسأله سبب سؤال مكرر شيعيان از ائمه در بارهء آن احاديث بود . دربارهء همين حديث نزول خدا از امام كاظم عليه السّلام و نيز حضرت رضا عليه السّلام سؤال شده است : عن يعقوب بن جعفر الجعفرى ، عن ابى ابراهيم عليه السّلام قال : ذكر عنده قوم يزعمون ان الله تبارك و تعالى نزل الى السماء الدنيا ، فقال : ان الله لا

--> ( 1 ) . طبقات الحنابله ، ج 1 ، ص 29 ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 67 ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 46