الشيخ رسول جعفريان

412

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

دوره ، بار ديگر محدثان و فقيهان وابسته به امويان جان گرفتند و در همراه ساختن مردم با حكومت كوشيدند . در پايان قرن اول و اوايل قرن دوم هجرى ، جداى از شيعيان ، چندين فرقه فعال بودند . خوارج ، مرجئه ، جهميه و معتزله مهمترين آنها بودند . هر يك از اينان در زمينه‌اى خاص ، عقايدى داشتند و به ترويج آنها مشغول بودند . آنچه مىتوان گفت اين كه : حكومت اموى با هيچ يك از اين گروهها توافقى نداشت و عملا در خراسان با جهميه و مرجئه درگير بود ؛ چنان كه در نواحى دور دست جنوب ايران ، مشغول نبردهاى سخت با خوارج بود . معتزله نيز جز در مواردى محدود قدرت چندانى نيافتند . در اين ميان وضعيت شيعه نيز در برابر امويان و مذهب عثمانى ساخته آنان روشن بود . توده مردم به پيروى از فرمانروايان خود ، به دنبال مذهبى بودند كه افرادى چون ابن شهاب زهرى و پيش از آن عروة بن زبير و پيشتر از وى ابو هريره و سمرة بن جندب انتشار مىدادند . آنها احساس مىكردند كه بايد مردم را به وسيلهء « حديث » فريب دهند ، حديث ، سخنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود و به دليل بىتوجهى به آن در نسل اول صحابه و مخالفت با نوشتن آن به راحتى قابل جعل بود . بنابراين ، به زودى دامنهء نقل حديث گسترش يافت و با اين كه برخى از پيشوايان اهل سنت تصريح داشتند كه مجموع حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از چند صد حديث تجاوز نمىكند ، « 1 » از اواسط قرن دوم به بعد تعداد حديث به چندين هزار و پس از مدتى چند صد هزار رسيد . اين جعل حديث ، هم در زمينه فقه و هم در مسائل كلامى بود . جداى از جعل حديث ، تحريف در احاديث ، وسيله ديگرى براى تحريف دين بود . از برخى نقلها چنين بر مىآيد كه در اوايل ، تنها تعدادى انگشت شمار حديث جعلى دربارهء تشبيه وجود داشت ، اما پس از چندى ابن خزيمه در كتاب التوحيد ، چندين هزار جمع‌آورى كرد . روال عادى جامعه بر اساس اين احاديث جعلى ، نظم دينى يافت . پيروان آن را « سنّى » ناميدند و مخالفان به عنوان « اهل بدعت » از دور

--> ( 1 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ص 444 و نك : تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 416