الشيخ رسول جعفريان

397

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

به عنوان ابناء رسول الله در جامعه در معرض ترديد قرار دهند . طبيعى است كه بپذيريم نفوذ معنوى علويان در جوامع اهل سنت آن روز ايران ، يمن ، عراق و نقاط ديگر بدليل تصريحات پيامبر بر عظمت اهل بيت خود و مطرح كردن حسنين عليهما السّلام به عنوان « ابناءنا » بوده است . بنا به نقل ابن اثير ، هارون الرشيد كه در رمضان سال 179 به قصد عمره به مكه مىرفت در سر راه خود به مدينه آمد و وارد روضهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شد . وى براى جلب توجّه مردم به منظور اين كه رابطهء نسبى خويش با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به رخ آنها بكشد ، پس از زيارت مرقد مطهر ، به پيامبر اين چنين سلام داد : السّلام عليك يا رسول الله يا بن عمّ ؛ سلام بر تو اى رسول خدا اى پسر عمو . در اين هنگام موسى بن جعفر عليه السّلام كه در آن مجلس حاضر بود ، پيش آمد و خطاب به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : السّلام عليك يا ابة ؛ سلام بر تو اى پدر . با شنيدن اين سخن ، رنگ از رخسار هارون پريد و خطاب به امام كاظم عليه السّلام گفت : هذا الفخر يا ابا الحسن جدّا ؛ اين مايهء افتخار است اى ابو الحسن ) . پس از آن بود كه دستور توقيف آن حضرت را داد . « 1 » آنگاه هارون رو به يحيى بن جعفر كرده و گفت : أشهد أنّه أبوه حقّا . « 2 » ؛ قبول دارم كه رسول خدا حقا پدر اوست . زندانى شدن امام پس از آن ، نشان مىدهد كه اين ، يك حركت سياسى بر ضد هارون تلقى شده است . اين قبيل برخوردهاى امام كاظم عليه السّلام خطراتى را براى هارون در بر داشت . بخش سوم توقيف و زندانى شدن امام دلايل ديگرى نيز داشت ؛ از جمله اين كه شيعيان موظف بودند مطالب مربوط به امام و رهبرى را ، كه به آنها گفته مىشد ، مخفى نگاه داشته و اسرار رهبرى را افشا نكنند ؛ طبيعى است آنگاه كه مطالبى دربارهء امامت موسى بن جعفر عليه السّلام و مفترض الطاعه بودن آن حضرت در جايى مطرح مىشد ،

--> ( 1 ) . الكامل ، ج 6 ، ص 164 و نك : الاحتجاج ، ج 2 ، ص 165 ؛ روضة الواعظين ، ص 184 ؛ الصواعق المحرقه ، ص 204 ؛ مرآة الجنان ، ج 1 ، ص 395 ( 2 ) . كامل الزيارات ، ص 18 ؛ الكافى ج 4 ، ص 553