الشيخ رسول جعفريان
381
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
به همين دليل بود كه امام صادق عليه السّلام پس از آن كه اسماعيل درگذشت ، اصرار داشت كه شيعيان مرگ او را با اطمينان خاطر بپذيرند ؛ زيرا تصوّر زنده بودن وى - با توجّه به سوابق اعتقاد به مهدويت كه در ميان برخى از غلات شيعه ترويج شده بود - خطر پيدايش فرقهء جديد را در ميان شيعه به دنبال داشت و اصرار امام صادق عليه السّلام بر مرگ اسماعيل نيز براى جلوگيرى از همين انحراف بود . در روايت ديگرى از زراره نقل شده كه ، در خانهء امام صادق عليه السّلام بودم كه حضرت به من دستور داد تا داود بن كثير رقّى ، حمران ، ابو بصير و مفضّل بن عمر را پيش آن حضرت حاضر كنم . پس از آن كه نامبردگان حاضر شدند ، پشت سر آنان افراد ديگرى هم به تدريج وارد شدند . بعد از آن كه تعداد حاضران به سى نفر رسيد امام فرمود : يا داود اكشف لى عن وجه اسماعيل ؛ « اى داود روانداز را از روى اسماعيل بردار . » او روانداز از روى اسماعيل كنار زد . امام پرسيد : يا داود أ حيّ هو او ميّت . « اى داود آيا او زنده است يا مرده » ؟ داود گفت : او مرده است . سپس حاضران به دستور امام ، يكى پس از ديگرى جسد او را ديده و اعتراف به مرگ وى نمودند . امام بار ديگر اين كار را تكرار فرموده تا اين كه او را به قبرستان آوردند و موقعى كه مىخواستند او را در لحد بگذارند ، امام افراد را واداشت تا به مرگ او شهادت دهند ؛ آنگاه به موسى بن جعفر به عنوان امام پس از خود تأكيد فرمود . « 1 » شيخ مفيد مىنويسد : و روى انّ ابا عبد الله جزع عليه جزعا شديدا و حزن عليه حزنا عظيما و تقدّم سريره به غير حذاء و لا رداء و امر به وضع سريره على الارض قبل دفنه مرارا كثيرة و كان يكشف عن وجهه و ينظر اليه يريد بذلك تحقيق امر وفاته عند الظّانّين خلافته له من بعده و ازالة الشّبهة عنهم فى حياته . « 2 » روايت شده كه امام صادق عليه السّلام در مرگ اسماعيل ، به شدت گريست و اندوه عظيمى او را فرا گرفت و بدون كفش و رداء جلو تابوت او راه افتاد و چندين بار دستور داد تابوت را بر زمين بگذارند و هر مرتبه صورت او را مىگشود و به آن نگاه
--> ( 1 ) . الغيبه ، نعمانى ص 328 ( 2 ) . الارشاد ، ص 267