الشيخ رسول جعفريان

382

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

مىكرد ؛ منظورش از اين كار آن بود كه حتميّت درگذشت او را براى كسانى كه اسماعيل را جانشين پدرش مىدانستند ثابت كرده و در عين حال ، در حيات خود اين شبهه را از ميان بردارد . از رواياتى كه سردرگمى برخى از شيعيان را در اين باره نشان مىدهد ، روايتى است از هشام بن سالم كه مىگويد : همراه مؤمن الطاق در مدينه بوديم كه ديديم شمارى بر در خانهء عبد الله بن جعفر بن محمّد گرد آمده‌اند . ما مسائلى از عبد الله در بارهء زكات پرسيديم ؛ ولى او جواب صحيحى به ما نداد . آنگاه بيرون آمديم و نمىدانستيم از فرقه‌هاى مرجئه ، قدريه ، زيديه ، معتزله ، خوارج كدام يك را قبول كنيم . در اين حال شخصى را ديديم كه او را نمىشناختيم . فكر كرديم جاسوسى از جاسوسان منصور است - كه در مدينه به منظور شناسايى شيعيان جعفر بن محمّد در ميان آنها نفوذ كرده بودند - ولى بر خلاف اين احتمال ، او ما را به خانهء ابو الحسن موسى بن جعفر برد . هنوز در آنجا بوديم كه فضيل و ابو بصير وارد شده ، پرستشهايى نمودند و بر امامت وى يقين حاصل كردند . آنگاه مردم از هر سو دسته دسته مىآمدند ، جز گروه عمّار ساباطى و نيز شمار بسيار اندكى كه عبد الله بن جعفر را قبول داشتند . « 1 » آنچه در روايت بالا جلب توجه مىكند اين است كه شيعيان كسانى نبودند كه بدون تحقيق ، هر كسى را كه داعيهء وصايت و امامت داشت ، بپذيرند بلكه با طرح سؤالات خاصى ، دانش او را ارزيابى مىكردند و آنگاه كه در امامت وى از ناحيهء علمى به يقين مىرسيدند ، او را به وصايت مىپذيرفتند . روايت بالا اين دقت و كنجكاوى را ، هم دربارهء هشام و هم دربارهء فضيل و ابو بصير نشان مىدهد . همچنين به تهديدهايى اشاره دارد كه از سوى منصور متوجّه شيعيان امام صادق عليه السّلام بود . اين نكته را كه شيعيان ، عبد الله بن جعفر را - كه مشهور به عبد الله افطح بود و به همين سبب گروندگان به او را فطحيّه ناميده‌اند - « 2 » به وسيلهء طرح بعضى از مسائل حلال و حرام دربارهء نماز و زكات و جز آن آزموده و دانشى پيش وى نيافتند و از او

--> ( 1 ) . الكافى ج 1 ، ص 352 - 351 ؛ الخرائج و الجرائح ، ص 297 ( 2 ) . دربارهء اين نام نك : فرق الشيعة ، ص 77