الشيخ رسول جعفريان

380

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

بسيارى از شيعيان گمان مىكردند كه رهبرى آيندهء شيعه از آن او خواهد بود . وى در حيات پدر وفات كرد و به طورى كه در روايت آمده ، امام صادق عليه السّلام اصرار داشتند تا شيعيان با ديدن جنازهء او به مرگش يقين كنند . با اين حال عده‌اى ، پس از آن حضرت با داعيه مهدويت اسماعيل و يا بهانه‌هاى ديگر ، فرقه‌اى بنام خطابيه ، باطنيّه يا اسماعيليّه در شيعه به وجود آوردند . دربارهء اسماعيل ، نكتهء مهم اين است كه - به احتمال - مطرح شدن او به عنوان رهبر و امام شيعيان پس از پدر ، جنبهء سياسى داشته و طبعا بزرگتر بودن او نيز در اين امر مؤثر بوده است ؛ به ويژه كه امام صادق عليه السّلام تا آخرين روزهاى زندگى خويش از تعين صريح جانشين خوددارى مىكرد . بايد گفت كه اين امر با نقلهايى كه در آنها آمده است : امام صادق عليه السّلام از آغاز امام كاظم عليه السّلام را به برخى از خواص اصحاب ، به عنوان جانشين خود معرفى كرد ، « 1 » منافاتى ندارد . اين روايات از طرق مختلف نقل شده است . با اين حال به دلايلى كه ذكر شد اسماعيل در زمان پدر ، به گونه‌اى مطرح شد كه شبههء جانشينى و امامت او در ميان برخى از شيعيان وجود داشت . به عنوان نمونه در روايتى از فيض بن مختار آمده است كه روزى نزد امام صادق عليه السّلام بوده و آن حضرت در ضمن برخوردى كه پيش آمد به وى تصريح كرد كه اسماعيل جانشين او نيست . فيض مىگويد : عرض كردم : ما شكى نداشتيم كه مردم ( شيعه ) پس از شما به سراغ او خواهند رفت . آنگاه در ادامهء روايت آمده است كه امام ، فرزندش موسى را به عنوان جانشين خود به وى معرفى كرد . « 2 » اسحاق بن عمّار صيرفى نيز مىگويد : نزد امام صادق عليه السّلام اشاره به امامت اسماعيل پس از آن حضرت نمودم و امام انكار فرمودند . « 3 » در روايت ديگرى آمده : وليد بن صبيح به امام صادق عليه السّلام عرض كرد : عبد الجليل به من گفته كه شما اسماعيل را وصىّ خود قرار داده‌ايد . امام اين مطلب را انكار كرده و امام كاظم را به او معرّفى فرمود . « 4 »

--> ( 1 ) . الكافى ج 1 ، صص 309 - 307 ( 2 ) . رجال كشى ، ص 355 ، ش 663 ؛ نك : الغيبه ، نعمانى ، ص 324 ( 3 ) . الغيبه ، ص 326 ( 4 ) . بحار الانوار ج 48 ، ص 22