الشيخ رسول جعفريان

339

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

ميزان قرار دادن « كتاب الله » براى سنجش نقلها و گفته‌هاى خود ، از شيعيان مىخواست ادعاهاى نادرست غلات را نپذيرند . بنا به نقل شهرستانى ، سدير صيرفى نزد امام عليه السّلام آمد و گفت : جانم به فداى تو باد ! شيعيان شما دربارهء شما اختلاف كرده‌اند ، بعضى اظهار مىكنند كه در گوش شما سخن گفته مىشود ؛ بعضى گويند به شما وحى مىشود ؛ بعضى گويند به قلب شما الهام مىشود ؛ بعضى گويند در خواب مىبينيد ؛ بعضى گويند به كتب آباء خويش فتوا مىدهيد . كدام يك را بايد اخذ نمود ؟ امام فرمود : لا تأخذ بشىء مما يقولون ، نحن حجة اللّه و أمناءه على خلقه ، حلالنا من كتاب الله و حرامنا منه ؛ « 1 » آنچه را كه گفته شده رها كن ، ما حجّت خداوند و امين او بر خلق او هستيم ، حرام و حلال ما از كتاب خداوند است . اين روايت نشان مىدهد كه به سبب القائات نادرست غاليان ، اين تصوّر براى برخى پيش آمده كه آيا به راستى ائمه عليهم السّلام دين جديدى آورده و وحى تازه‌اى به آنان مىشود يا مسألهء به گونهء ديگرى است ؟ امام با تأكيد بر اين كه آنان هر چه دارند همان مطالب كتاب الله است از شيعيان مىخواستند تا از پيروى و پذيرش اين عقايد نادرست خوددارى كنند . در روايت ديگرى نيز كه شهرستانى آورده ، فيض بن مختار نزد امام صادق عليه السّلام آمده ، مىگويد : فدايت شوم ! اين چه اختلافى است كه ميان شيعيان شما به وجود آمده . من گاه در جمع آنان در كوفه حاضر شده و نزديك است كه به ترديد افتم . به مفضّل رجوع كرده و آنچه را كه سبب آرامش من است نزد او مىيابم امام فرمودند : أجل ! إنّ الناس اغرّوا بالكذب علينا حتى كأنّ اللّه فرضه عليهم لا يريد منهم غيره ، و إنى لأحدّث أحدهم الحديث ، فلا يخرج منّى حتّى يتأوّله على غير تأويله ؛ « 2 » ببين ! مردم فريفته دروغ بستن بر ما شده‌اند ، گويا خداوند اين را بر آنان فرض كرده و جز اين از آنان نمىخواهد . من حديث براى يكى از آنان مىگويم ، اما او از پيش

--> ( 1 ) . نك : ، مجلهء تراثنا ، شماره 12 ، صص 17 - 18 مقالهء « اهل البيت فى رأى صاحب الملل و النحل » ( 2 ) . مفاتيح الاسرار ، برگ 26 ؛ به نقل از مجلهء تراثنا ، شمارهء 12 ، ص 18