الشيخ رسول جعفريان

340

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

من نمىرود جز آن كه آن را بر تأويلى بر خلاف تأويل واقعى معنا مىكند . در روايت ديگرى كه « سهمى » در كتاب خود آورده نقل شده است كه عيسى الحجرانى گفت : نزد جعفر بن محمد الصادق عليهما السّلام آمده ، پرسيدم : آيا آنچه را از اين قوم شنيدم بازگويم ؟ امام فرمود : بگو . گفتم : فإنّ طائفة منهم عبدوك و اتّخذوك إلها من دون الله و طائفة أخرى والوا لك النبوة و . . . دسته‌اى از اينان تو را عبادت مىكنند و تو را الهى جز اللّه مىدانند ؛ دسته‌اى ديگر تو را در حد نبوّت بالا مىبرند . . . امام آن قدر گريه كرد كه محاسنش از قطرات اشك پر شد ، آنگاه فرمود : إن أمكننى اللّه من هؤلاء فلم أسفك دمائه سفّك الله دم ولدى على يدى ؛ « 1 » اگر خداوند مرا بر آنان مسلط كرد و خون آنان را نريختم ، خداوند خون فرزندم را به دستم بريزد . اين امكان هست كه راويان اين قبيل اخبار ، به ويژه آنها كه بر مذاق مذهب سنت بوده‌اند ، مطالبى از خود بر آنها افزوده باشند ؛ اما به هر روى نشان مىدهد كه نفوذ غلات وجههء امامان عليهم السّلام را در جامعهء اسلامى آسيبب‌پذير كرده و براى شمار زيادى اين قبيل پرسشها مطرح شده است . اعتقاد به مهدويت امام باقر عليه السّلام از جمله اعتقاد برخى از غاليان بود كه از سوى امام صادق عليه السّلام مورد انكار قرار گرفت . « 2 » اعتقاد به نبوّت برخى از امامان معصوم عليهم السّلام در ميان غلاة وجود داشت . امام صادق عليه السّلام در برابر آن مىفرمود : من قال : إنّا أنبياء فعليه لعنة الله و من شكّ فى ذلك فعليه لعنة الله ؛ « 3 » كسى كه بگويد ما نبى هستيم ، لعنت خدا بر او باد كسى كه در اين امر ترديد كند بر او هم لعنت خدا باد . برخى از غاليان لفظ « إله » را با « امام » يكى گرفته در تأويل آيهء : « هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ » اظهار مىكردند كه مقصود از إله زمين ، همان امام است . اين

--> ( 1 ) . تاريخ جرجان ، صص 322 ، 323 ( 2 ) . رجال كشى ، ص 300 ( 3 ) . همان ، ص 301