الشيخ رسول جعفريان
316
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
وجود دارد - گرچه به احتمال قريب به يقين زيدى بودند - به موفقيت چشمگيرى دست نيافت . نتيجهء اين امر آن شد كه : اولا : آنها نه به دنبال برگزيدگان خدا ، يعنى ائمهء اطهار عليهم السّلام بلكه به دنبال هر علوى كه شمشير به دست گرفت راه افتادند . ثانيا : از نظر فرهنگى در زمينهء تفسير و فقه و كلام هرگز نتوانستند در مقايسه با شيعهء امامى داراى يك فرهنگ منظم و مرتبطى باشند . در زمينهء فقه تقريبا دنبالهرو فقه ابو حنيفه و در كلام به طور كامل پيرو معتزله بودند . اين در حالى است كه اقدامات علمى امامان شيعه ، به ويژه امام باقر و امام صادق عليهما السّلام سبب پيدايش مكتبى با فرهنگى غنى خاص خود گرديد كه بعدها به مكتب جعفرى شهرت يافت . اگر چه اشتهار آن به مكتب باقرى هم گزاف نبود . اين مكتب فكرى كه در تمام زمينهها ، علوم اهل بيت را به طور منظم ارائه مىدهد ، نتيجهء بيش از نيم قرن ( از سال 94 - 148 ) تلاشهاى پيگيرانه اين دو امام شيعه مىباشد . انتخاب چنين موضعى در جامعهء سياسى آن روز ، كه امويها و بعد از آن عباسىها براى بقاى حكومت خويش هر مخالف و مخالفتى را به شدّت سركوب مىكردند ، طبعا نمىتوانست همراه با شركت در اقدامات سياسى مهم باشد و همواره و همه جا ، تنها ارزش اين نيست كه در هر صورت و به هر قيمت و لو به قيمت چشمپوشى از بيان معارف حقّ در يك حركت سياسى شركت كرده و راه را براى هميشه به روى يك امّت بست . ائمه شيعه در اين برهه ، موضع اصلى خويش را بيان معارف دينى واقعى اسلام قرار دادند و كار اصلى و اساسى خود را ، كه امروز نتيجه آن را به خوبى مشاهده مىكنيم تدوين فرهنگ مذهبى قرار دادند . اين بدان معنا نبود كه امامان شيعه هيچوقت عليه زورگويان حاكم موضعگيرى نكردند ، تقريبا همهء شيعيان و حتى امويان به خوبى مىدانستند كه رهبران شيعه مدعى خلافت هستند و همچنانكه در كلماتى از امام باقر عليه السّلام نقل شده ، تحليل آنان اين است كه خلافت حق آنها و حق آبائشان بوده است و قريش آن را به زور از دست آنها خارج كرداند . از اين رو شيعيان خود را از همكارى با حكام جز در مواردى كه به طور استثنايى و بنا به دلايل خاصى تجويز مىشد ، منع مىكردند ، اما اين مسأله در شكل