الشيخ رسول جعفريان

304

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

ورع اسلامى و زهد است مقابله مىكرد . حكم بن عيينه مىگويد : دخلت على ابى جعفر و هو فى بيت منجّد و عليه قميص رطب و ملحفة مصبوغة قد أثّر الصّبغ على عاتقه ، فجعلت أنظر الى البيت و أنظر فى هيئته ، فقال لى : يا حكم و ما تقول فى هذا ؟ فقلت : ما عسيت أن أقول و أنا أراه عليك ، فأما عندنا فإنما يفعله الشباب المرهق ، فقال لى : يا حكم ! « من حرّم زينة الله التى أخرج لعباده و الطيبات من الرزق » و هذا ممّا أخرج الله لعباده ، فأمّا هذا البيت الذي ترى فهو بيت المرأة و أنا قريب العهد بالعرس و بيتى البيت الذي تعرف . « 1 » روزى خدمت ابو جعفر عليه السّلام مشرف شدم و او را در خانه‌اى تزيين شده و آراسته يافتم ، در حالى كه آن حضرت پيراهن مرطوبى بر تن داشت و روى آن ، ملافهء رنگارنگى بر دوش انداخته بودند و رنگ ملحفه در شانه‌شان اثر گذاشته بود . داشتم خانه و طرز تزيين آن را تماشا مىكردم كه آن حضرت مرا مورد خطاب قرار داده و فرمودند : راجع به وضع اتاق چه فكر مىكنى ؟ گفتم : حالا كه شما در اين وضعيت قرار گرفته‌ايد ، من چه مىتوانم بگويم ، اما بين ما اين كار نوجوانان است . فرمودند : اى حكم ! « زينت‌هايى را كه خدا براى مردم اجازه داده و روزيهاى حلال او را چه كسى حرام كرده » ؟ اين كه مىبينى از همان قسمتى است كه خدا براى مردم حلال فرموده است ؛ و اما اين اتاق را كه مىبينى اتاق همسر جديدم است كه تازه با او ازدواج كردم . اتاق من همان است كه مىشناسى . عده‌اى فكر مىكردند تلاش براى معاش ، كه نشانهء فعاليت براى زندگى بهتر است ، درست نيست . محمد بن منكدر يكى از حفّاظ قرآن در عصر امام باقر عليه السّلام در ضمن تمجيد از آن حضرت مىگويد : مىخواستم او را وعظ كنم كه او مرا موعظه فرمود . سؤال كردند چگونه ؟ گفت : روزى از مدينه بيرون آمدم و در صحرا محمد بن على بن الحسين عليهم السّلام را ديدم . او در حالى كه بدن چاقى داشت در كنار دو غلام سياه كار مىكرد ، پيش خود گفتم : سبحان الله ! پير مردى از قريش ، در چنين ساعتى با اين وضعيت براى به دست آوردن دنيا در تلاش است . بايد او را موعظه كنم ! نزد او رفته

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 446 ؛ بحار الانوار ، ج 46 ، ص 292