الشيخ رسول جعفريان
279
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
نادما على ما تكلّمه ؛ ثم رفع رأسه إلى السماء و قال : اللهم إنى تائب إليك فى ما تكلمته و من بعض هؤلاء القوم ، اللهم إنى أبرأ إليك من عدوّ محمد و آل محمد . « 1 » حرم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را از درى به نام توما وارد دمشق كرده و در آستانهء درب مسجد ، محلى كه اسرار را نگه مىداشتند ، نگه داشتند . در آن هنگام ، شيخى نزديك آنها آمد و گفت : سپاس خداى را كه شما را كشته و به هلاكت رساند و مردم را از شوكت شما راحت نموده و امير المؤمنين را بر شما مسلط كرد . امام سجاد عليه السّلام به او گفت : اى پير ! آيا قرآن خواندهاى ؟ گفت : آرى . فرمود : اين آيه را خواندهاى كه خدا از قول رسول گفت : من پاداشى جز خودت در مورد خويشان نمىخواهم ؟ گفت : آرى . فرمود : اى شيخ ! ما قربى هستيم . بعد فرمود : آيا آيه و آت ذوى القربى حقّه را خواندهاى . گفت : آرى . فرمود : اى شيخ ! ما ذوى القربى هستيم . سپس فرمود : آيا آيهء و اعلموا أنّما غنمتم . . . و لذى القربى را خواندهاى ؟ گفت : آرى . فرمود : اى شيخ ما ذوى القربى هستيم . آيا آيهء تطهير را خواندهاى ؟ گفت : آرى . فرمود : اى شيخ ما اهل بيتى هستيم كه خداوند آيهء طهارت را به ما اختصاص داده . در اين وقت ، شيخ ساكت و پشيمان ماند و گفت : خدايا من از آنچه با او گفتم و از بغضى كه از اينان داشتم ، به تو پناه مىبرم . خدايا من از دشمن محمد و آل محمد بيزارم . گريهء امام سجاد عليه السّلام در قالب اين دعاها و بندگى و عبادت واقعى امام ، درسى آموزنده براى جامعهء فاسد آن روز بود كه بنى اميه اسلام را مورد تمسخر قرار داده بودند . اين گريهها براى واقعهء دلخراش كربلا نيز بود و امام مىفرمود : « يعقوب براى يوسف ، با اين كه نمىدانست حتما مرده است ، آن قدر گريه كرد تا چشمانش سفيد گرديد . اما من به چشمان خود ديدم كه چگونه شانزده تن از اهل بيت عليه السّلام به شهادت رسيدند . چگونه مىتوانم گريه نكنم . » ؟ « 2 » بدين ترتيب گريه امام نيز خود به خود موجب گرديد تا در موارد زيادى مردم
--> ( 1 ) . الفتوح ، ج 5 ، صص 243 - 242 ( 2 ) . مختصر تاريخ دمشق ، ج 17 ، ص 239