الشيخ رسول جعفريان

244

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

است . اما مشكلى كه در اينجا وجود دارد آن است كه بايد اين برداشت سياسى را برداشت حد اقل دانست . به عبارت ديگر ، قيام امام صرفا جنبه انكار وضع موجود دارد اما آيا چيزى در جهت اثبات موقعيتى جديد را هم اثبات مىكند ؟ به عبارت ديگر با اين تعريف روشن نمىشود - بلكه اثبات نمىشود - كه امام در پى تسخير حكومت بوده است ، بلكه تنها به دست مىآيد كه امام براى نشان دادن اوضاع بحرانى جامعه ، فساد حاكم و افشاگرى دست به اين كار شهادت طلبانه زده است . با اين حال اين هدف ، نبايد آن گونه برخى از متكلمان سنى از قديم به عنوان اعتراض به شيعه گفته‌اند ، و برخى از نويسندگان جديد نيز مطرح كرده‌اند ، نوعى انتحار تلقى شود . همانطور كه گذشت چنين سيره‌اى در شرايط خاص خود ، از نظر عقل و عقلا پذيرفته است . اين ديدگاه طرفداران فراوانى دارد . د : پاسخ به اين كه هدف امام امر به معروف و نهى از منكر بوده ، چيزى را نسبت به آنچه دربارهء پاسخ فوق اشاره كرديم تغيير نمىدهد . جز آنكه اگر بخواهد مشكل انتهار را جواب دهد راهى جز انكار آگاهى پيشين به صورت جزئى ندارد . اگر ارتباطى با آن مشكل نداشته و صرفا در بيان تبيين هدف سياسى مشخص امام حسين عليه السّلام باشد ، بايد گفت هنوز بايد براى اثبات آنكه هدف امام حسين عليه السّلام گرفتن حكومت بوده چاره‌اى انديشيد . شامل كردن هدف « امر به معروف و نهى از منكر » به گرفتن حكومت ، نمىتواند گريزگاه امنى براى سؤالات مورد بحث باشد ؛ زيرا در آن صورت با اين سخن فرقى نخواهد داشت كه امام در پى حكومت بوده ، در اين صورت سؤال آغازين هنوز باقى است كه چگونه با آگاهى به شهادت مىتوان تصور به دست گرفتن حكومت را داشت ؟ اكنون كه بحث به برداشت سياسى از كربلا در حد اصل امر به معروف و نهى از منكر شد ، مناسب است اشاره كنيم كه با پذيرفتن امر به معروف و نهى از منكر به عنوان يك هدف سياسى براى قيام امام ، قدم بلندى به سوى برداشت سياسى برداشته‌ايم . اين هدف ما را به اين جهت رهنمون مىكند كه كربلا را صرفا به عنوان يك قضيه شخصى در نظر نگيريم . به سخن در ديگر اگر قرار شد كه تمام ماجرا در