الشيخ رسول جعفريان
229
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
كه به عنوان جامعهء مسلمانان ! شناخته مىشد . در كربلا برجستگان خاندان طالبيان به شهادت رسيدند . از مردان برجستهء اين خاندان در آن شرايط جز محمد بن حنفيه و على بن الحسين عليه السّلام و عبد الله بن جعفر كسى زنده نماند . بنابراين ، بايد گفت تا چه اندازه اين اقدام براى از بين بردن تمامى خاندان پيامبر عليهم السّلام خطرناك بوده است . اكنون باقىماندهء اين خاندان ، چه مىبايد مىكرد ؟ اگر كسى با زندگى امام سجاد عليه السّلام آشنا باشد مىتواند به راحتى بگويد كه امام با سياست نظامى به طور كامل خداحافظى كرد . اقدام به حركتى سياسى - نظامى ، در آن شرايط خاتمه يافته فرض شد . امام نه در انديشهء سامان دادن قيام شيعى ديگرى بود و نه در اين مدت با جنبشهاى سياسى - نظامى مخالف اموى و حتى هوادار علويان همكارى كرد ، گرچه شايد همدردى داشت . اصرار امام در اين باره تا اندازهاى بود كه در مدينه توانست در حد شخصيتى مقبول به كار علمى پرداخته و همه را از سفرهء پربركت علمى خويش بهرهمند سازد . به نظر مىرسد اگر اندكى بوى سياست از اقدامات امام بر مىآمد ، اكنون آن همه تعريف و تمجيد ، از امام را در كلام ابن شهاب زهرى و امثال او نداشتيم . با وجود اين برخورد ، امام همچنان براى شيعيان به عنوان امام باقى ماند . فقه امام ، دعاى امام و شخصيت امام در شيعه به عنوان يك الگوى امامت شيعى پذيرفته شد . پس از رحلت امام سجاد عليه السّلام حركت شيعى دو بخش شد . بخشى كه همان مشى پدر را دنبال مىكرد و بخشى كه اعتقاد به مشى انقلابى داشت . رهبرى بخش نخست در دست فرزند ارشد امام سجاد عليه السّلام يعنى امام باقر عليه السّلام ( رحلت در سال 114 يا 117 ) قرار گرفت و بخش ديگر در دست فرزند كوچكتر زيد بن على ( رحلت در سال 122 ) كه در وقت شهادت اندكى بيش از چهل سال داشت . زيد احترام برادر را داشت ، اما اعتقاد جدى به حركت انقلابى نيز داشت . در زمانى كه او حركت نظامى خود را آغاز كرد ، برادرش رحلت كرده و رهبرى شاگردان پدر را با همان سياست ، فرزند برادرش امام صادق عليه السّلام عهدهدار بود . فضاى شيعى كوفه دو قسمت شد ، بخشى به طرفدارى زيد ، معتقد به مشى انقلابى بود و بخشى به تبعيت امام صادق عليه السّلام همان سياست امام