الشيخ رسول جعفريان

208

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

امام در برابر سپاه عراق نخستين برخورد امام با سپاه عراق ، برخورد با سپاه يك هزار نفرى حرّ بن يزيد رياحى بود . در آن موقع ، حرّ در حد يك فرماندهء جزء ، خود را كارگزار ابن زياد مىدانست و چندان در مسائل سياسى قضيه دخالت نمىكرد . لذا وقتى امام حسين عليه السّلام به نماز ايستاد ، حرّ همراه با سپاهيانش ، با اعتقادى كه به امام داشتند ، به دو اقتدا كردند . وظيفه حر اين بود تا امام را به كوفه ببرد و بخصوص اجازهء بازگشت به او ندهد . امام در خطابه‌اى كه براى جمع نمازگزار ايراد كرد ، فرمود : من قصد آمدن بدين نقطه را نداشتم تا اين كه نامه‌هاى شما و پيام‌آوران شما به سوى من آمدند ؛ اكنون اگر تعهد مىدهيد كه به من تعرضى نشود ، داخل شهر شما بشوم ؛ در غير اين صورت به همان نقطه‌اى كه آمده‌ام بازمىگردم . « 1 » اشاره كرديم كه امام پس از دريافت نامهء مسلم بسرعت از مكّه خارج شد و به طرف كوفه به راه افتاد . اين حركت تا قبل از رسيدن خبر شهادت مسلم همچنان ادامه داشت ؛ امّا هنگامى كه خبر شهادت مسلم رسيد ، « 2 » حركت كاروان سست شد و صحبتهايى بين امام و اهل بيت و ياران حضرت مطرح گرديد . گفته‌اند كه امام قصد بازگشت داشت ، اما برادران مسلم حاضر نشدند و گفتند كه براى گرفتن انتقام خون برادر بايد مسير را ادامه دهند . « 3 » بر فرض كه چنين گفته باشند ، قطعا اميد « پيروزى » داشته‌اند و شايد اين دليلى بوده تا امام هم به حسب ظاهر قانع شده او به مسير ادامه دهد . عاقلانه نيست كه بپذيريم آنها با يقين به شكست باز در فكر انتقام خون برادر بوده‌اند . اضافه بر پيروزى سياسى ، امر ديگرى نيز بود و آن اين كه بالاخره مىبايد امام حسين عليه السّلام موضعى در برابر يزيد اتخاذ مىكرد ، و لو آن موضع شهادت باشد ؛ شهادتى كه از نظر او محكوميّت

--> ( 1 ) . اخبار الطوال ، و نك : انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 170 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 135 ( 2 ) . اخبار الطوال ، ص 247 نوشته دو نفر از بنى اسد كه از كوفه مىآمدند خبر را آوردند . اين كه نوشته‌اند فرزدق خبر شهادت مسلم را آورده و يا حر خبر را داده ، قطعا نادرست است . نك : مروج الذهب ، ج 3 ، ص 61 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 125 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 168 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 292 ؛ ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ابن سعد ، ص 176 ؛ الامامة و السياسة ، ج 2 ، ص 6