الشيخ رسول جعفريان
203
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
توجه قرار گيرد . به علاوه كه مكه ، هوادارى خاصى از امام نمىكرد ، و حتى در جريان بيعت با امير المؤمنين عليه السّلام هم ، مكه با تأنى بيعت كرده بود . در اين صورت تنها عراق كه كانون شيعيان امام بود مىتوانست مورد توجه قرار گيرد . اين منطقه از جهات ديگرى نيز از شام متنفر بود . درخواست كوفه از امام اين احتمال را تقويت كرد و با اوج گرفتن اين دعوت ، در صد احتمال پيروزى رو به فزونى نهاد . معناى اين تحليل اين نيست كه هيچ خطرى در عراق نبوده است ، اما سؤال اين است كه اگر امام بنا داشت در جايى مستقر شود ، كجا را بايد بر مىگزيد ؟ آيا امام حسين عليه السّلام كسى بود كه بيعت كند ؟ آيا يزيد كسى بود كه اجازه دهد امام بدون بيعت ، زنده بماند ؟ اگر امام به عراق نمىرفت ، در آن صورت همهء كتب تاريخى نمىنوشتند : اگر به عراق رفته بود پيروز مىشد ؟ آيا نمىنوشتند : چرا به نامههاى مردم پاسخ مثبت نداد ؟ چرا اجازه داد كه در حجاز به دست عمّال يزيد به شهادت برسد و هيچ اقدامى نكند ؟ اين سؤالات و نمونهء آنها ، مواردى است كه در صورت عدم انتخاب و مسافرت به كوفه در ذهن هر عاقلى مطرح مىشد . بايد توجه داشت كه نتيجهء سخن معترضانى كه خواستار « عدم خروج » امام بودند ، پذيرش حكومت يزيد و لو به طور موقت بود و اين براى امام امكان نداشت . حتّى گفتهء عبد الله بن جعفر چنين دلالت مىكرد ، چون گرفتن امان از يزيد طبعا مشروط به بيعت امام بود كه اين خود قابل قبول براى امام نبود . حال ببينيم پاسخ خود امام و شواهد تاريخى چگونه اين مطلب را نشان مىدهد . از نكاتى كه امام در موارد متعدد بدان اشاره فرموده ، اين است كه يزيد و عمّالش اجازهء ادامهء حيات را در مكّه به او نخواهند داد و به هر صورت او را به قتل خواهند رساند . امام عليه السّلام ، در برابر اعتراض ابن عباس ، فرمود : « لان أقتل خارجا منها بشبرين أحب الىّ من أن أقتل خارجا منها بشبر » « 1 » ، اين كه دو وجب دور تر از مكّه كشته شوم ، بهتر از آن است كه يك وجب دور تر كشته شوم . اين نكته علاوه بر اشاره به حفظ
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 164 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 289 ، الفتوح ، ج 5 ، ص 113 ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ابن عساكر پيشين ، ص 190 ؛ المعرفة و التاريخ ، ج 1 ، ص 541 ، مجمع الزوايد ، ج 1 ، ص 192 ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 55 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 38