الشيخ رسول جعفريان
204
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
حرمت مكّه به اين نكته نيز توجه مىداد كه جان امام در خطر است و حضرت بايد در اين باره اقدامى بكند . امام در برابر اعتراض ابن عمر فرمود : « إنّ القوم لا يتركونى . . . فلا يزالون حتى أبايع و إنى كاره فيقتلوننى » « 1 » ، اين گروه مرا رها نخواهند كرد . . . آنها اصرار دارند تا من بيعت كنم و من نمىخواهم چنين كنم ، بنابراين آنها مرا خواهند كشت . اين جمله به خوبى وضعيّت امام و واقعيّت موجود را نشان مىدهد . امام در مورد ديگرى فرمود : « و لو كنت فى جحر هامّة من هوام الارض لاستخرجونى و يقتلوننى » ، « 2 » اگر در سوراخ جانوران بيابان نيز پنهان شوم مرا بيرون آورده و به قتل خواهند رساند . زمانى كه از امام پرسيدند كه چرا براى رفتن عجله مىكند ، امام فرمود : « لو لم أعجل لأخذت » « 3 » ، اگر تعجيل نكنم مرا دستگير خواهند كرد . و بار ديگر فرمود : « إن بنى اميه أخذوا مالى فصبرت ، و شتموا عرضى فصبرت و طلبوا دمى فهربت » ، « 4 » بنى اميّه مالم را گرفتند ، صبر كردم ، به آبرويم تعرّض كردند ، صبر كردم ، خواستند خونم را بريزند ، گريختم . اين نقلها شاهد صدق اين گفته است كه به هر حال آنها تصميم بر قتل او داشتند و اميدى به زنده بودن ، به صورتى كه بيعتى نيز صورت نگيرد ، نمىتوانسته وجود داشته باشد . طرف ديگر قضيه رفتن به سمت عراق است . وقتى قرار شد آن حضرت از مكّه خارج شود ، كدامين نقطه مىبايست انتخاب مىشد ؟ در فاصلهء ماه شعبان تا ذى حجه كه امام در مكه بود ، نامههاى مكرّرى از عراق به دست او رسيد . اين نامهها به شكلى بود كه بعدها به صورت دليل عمدهء امام براى رفتن به عراق شد . در بسيارى از موارد وقتى اعتراض به رفتن مىشد ، امام مسألهء نامهها را مطرح مىكرد . « 5 » هنگامى كه امام در برابر حرّ رسيد ، همين نامهها را دليل آمدن خود ذكر كرد . زمانى كه عمر بن سعد علّت آمدن امام را به عراق جويا شد ، پاسخ همان نامهها بود .
--> ( 1 ) . همان ( 2 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 116 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 38 ( 3 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 290 ( 4 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 124 ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 163 - 165