الشيخ رسول جعفريان
202
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
امام نمىخواست به هيچ وجه موافقتى با يزيد و حاكميّت او داشته باشد ؛ حتّى اگر اين مخالفت منجر به شهادت او بشود . در عين حال در پى چاره بود تا در صورت امكان ، انقلابى را عليه يزيد برپا كرده و خود حاكميّت بر جامعه پيدا كند . اين چهار چوب ، خواست امام بود . در اين چهار چوب مىبايست از ميان احتمالات موجود يكى را انتخاب مىكرد و طبعا در برابر پيشنهادها و اعتراضها ، عكس العمل نشان مىداد . اين طرح به هيچ شكل قابل تغيير نبود و لذا هر پيشنهادى كه به نحوى آن را خدشهدار مىكرد ، از نظر امام محكوم و غير قابل پذيرش بود . جهان اسلام از نظر سياسى در آن شرايط ويژگيهاى خاصى داشت . امام مىبايست به گونهاى عمل مىكرد كه بتواند با توجه به آن شرايط به اهداف خويش در جهت دفاع از اسلام و اقامهء حكومتى عادلانه با موفقيت دست يابد . طبيعى است كه امام به تناسب ، اهدافى در چند سطح را در نظر داشت . دستيابى به حكومت مىتوانست بالاترين موفقيتى باشد كه امام به آن مىانديشد . اگر چنين چيزى دست يافتنى نمىشد ، به هر روى امام به عنوان آمر به معروف و ناهى از منكر ، رسالت خود را انجام داده بود . به فرض كه در اين حد نيز موفقيتى به دست نمىآورد ، مىتوانست مطمئن باشد كه با ريخته شدن خونش ، درخت اسلام را آبيارى كرده و مردم را نسبت به وضعيت ناهنجارى كه در آن به سر مىبرند ، آگاه كرده است . چهارچوب واقعيّت موجود چنين بود كه يزيد اجازه نمىداد كسى چون امام حسين عليه السّلام با عدم بيعت با او ، راحت به زندگى مشغول شود ، چون امام حسين عليه السّلام كسى نبود كه به آرامى زندگى كند ، در اين صورت تنها انتخاب يزيد در صورت عدم بيعت ، كشتن امام بود . از طرفى ، گذشته از شام ، مدينه و مكّه و به طور كلّى حجاز در شرايطى نبود كه در برابر خواست يزيد مبنى بر كشتن امام ، مقاومتى از خود نشان دهد . امام مىبايست به جاى ديگرى مىانديشيد . رفتن به مكه به صورت موقت پسنديده بود ؛ زيرا به هر روى ، اين شهر حرم تلقى مىشد و براى مدتى مىتوانست امنيت داشته باشد . اما همين شهر نيز نمىتوانست به عنوان سنگرى دائمى مورد