الشيخ رسول جعفريان
201
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
لا تخرج على إمامك » . « 1 » مسور بن مخرمه نيز از معترضين بود . او به امام نوشته بود : فريب مردم عراق را مخور . « 2 » ابو واقد ليثى هم شبيه همين سخن را گفته بود . « 3 » فرزدق نيز كه از عراق به حجاز مىرفت ، از جمله مخالفين با اين مسافرت بود . « 4 » منابع تاريخى اين اعتراضات و بعضى ديگر را ذكر كردهاند و احتمالا بسيارى از راويان مغرض سعى در تكثير آنها كردهاند تا نشان دهند امام واقعا فريب خورده و بىجهت جهت روانهء عراق شده است . قبل از آنكه پاسخ خود امام را در مورد لزوم رفتن به عراق ذكر كنيم ، جا دارد تا مقدّمهاى بيان كرده و زمينهء پاسخ امام را بهتر روشن كنيم . تاريخ سياست نشان مىدهد كه كمتر زمانى بوده كه كار سياسى براى يك فرد انقلابى ، با احتمال به موفقيت قطعى انجام شده و دسترسى به اهداف ، بدون وجود هيچ خطرى امكانپذير باشد . كسانى كه براى گرفتن قدرت ، با هدف خوب يا بد ، فعاليت مىكنند ، هميشه با احتمالات سر و كار دارند . در عالم سياست ، حتّى موفّقترين افراد و مردميترين آنها ، نيز هميشه در معرض احتمالات دشواريها و حتى از دست دادن همه چيز هستند . از اين رو نبايست در اين باره چنين گمان كنيم كه تنها مىبايست با يقين صد در صد حركت مىكرد . چنين كارى دور از واقعيات تاريخى بوده و ناشى از سادهانديشى در ماهيّت فعاليتهاى سياسى است . در اينجا نيز نمىبايست اين گونه انديشيد كه ناگزير امام مىبايست صد در صد در مورد پيروزى اين سفر ، اطمينان داشته باشد . كسى كه رفتن امام را به صلاح نمىداند ، نبايد به شواهدى بنگرد كه احتمال شكست را مطرح مىكند . مثل اين كه مردم كوفه ، يك بار پيش از اين ، آزمايش شده بودند . كسى هم كه رفتن را قبول دارد نبايد گمان كند كه هيچ احتمال شكست در كار نبوده است . با توجّه به چنين امرى ، مىبايد موقعيّت امام حسين عليه السّلام را در آن شرايط سنجيد و پس از آن با توجّه به شواهد تاريخى و نيز سخنان امام ، مسألهء رفتن به عراق را ارزيابى كرد . « 5 »
--> ( 1 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ابن سعد ، ص 167 ( 2 ) . همان ، ص 167 ( 3 ) . همان ، ص 166 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 165 ( 5 ) . همان گونه كه در آغاز بحث نيز آمد ، اين موضوع خارج از بحث كلامى علم امامت است .