الشيخ رسول جعفريان
196
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
چون نرفتن مصادف با كشته شدن بود . براى شيعيان و كسانى كه نمىخواستند چنين كنند ، دو راه بود : يا به امام ملحق شوند ، يا از كوفه و كربلا بگريزند . از برخى اخبار چنين به دست مىآيد كه آن دسته از مردم كوفه كه به زور براى جنگ با امام حسين عليه السّلام به كربلا فرستاده مىشدند ، از نيمه راه گريخته و بسيارى از آنان در كربلا حاضر نشدند . ارقامى كه معمولا از سپاه ابن زياد در كربلا ارائه شده ، آمارى است كه در موقع فرستادن آنها به كربلا تهيه شده است ، اين در حالى است كه بسيارى از آنها از نيمهء راه گريختند . طبعا مىبايد چيزى حدود ده هزار نفر و يا حتّى كمتر در كربلا باشند ، كه اين نسبت به جمعيت كوفه بسيار اندك است . گفتهاند كه مسجد كوفه چهل هزار نفر را در خود جاى مىداده است . « 1 » پس معلوم مىشود كه بسيارى از مردم يا در كوفه مخفى شده و يا در نيمه راه فرار كردهاند . « بلاذرى » نوشته است : « و كان الرجل يبعث فى ألف فلا يصل إلا فى ثلاث مائة أو أربع مائة و أقل من ذلك كراهة منهم لهذا الوجه » . « 2 » فرماندهاى با هزار نفر فرستاده مىشد ، امّا وقتى به كربلا مىرسيد ، همراه او سيصد يا چهار صد و يا حتّى كمتر بود ، اين به علت كراهت مردم در رفتن بدان سمت بود . دينورى مىنويسد : وقتى ابن زياد فرماندهى را همراه جمع زيادى به كربلا مىفرستاد ، « يصلون إلى كربلا و لم يبق منهم إلّا القليل كانوا يكرهون قتال الحسين فيرتدعون فيتخلّفون » ، « 3 » جمع كوچكى از سپاه به كربلا مىرسيدند و اين به سبب كراهت آنها از جنگ با حسين بود ، لذا بازگشته و از سپاه جدا مىشدند . علاوه بر فرار ، گروهى نيز براى حمايت از امام حسين عليه السّلام سعى داشتند به امام ملحق شوند . هنگامى كه امام به كربلا رسيد تا روز شهادت هشت روز مانده بود . بسيارى از مردم گمان جنگ و شهادت امام حسين عليه السّلام را به ذهن خويش راه نمىدادند . ديديم كه حرّ بن يزيد ، تنها صبح عاشورا بود كه وضع را جدّى ديد و به امام پيوست . شايد بسيارى از مردم همان تصوّر حرّ را در ذهن داشتند . او به امام گفت : « بابى أنت و
--> ( 1 ) . تشيع در مسير تاريخ ، ص 160 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 179 ( 3 ) . اخبار الطوال ، ص 254