الشيخ رسول جعفريان
195
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
وجدناه بعد يومنا هذا متخلّفا عن العسكر برئت منه الذّمّة » ، « 1 » هر مردى كه از امروز تخلّف از سپاه كند ، ذمه و عهدهء او برىء است . اين بدان معنى بود كه جزاى او قتل است . ابن زياد ، به قعقاع بن سويد دستور داد تا در شهر كوفه گردش كرده و ببيند كه آيا كسى از سپاه تخلّف كرده است يا خير . قعقاع در جستجوى خود ، شخصى را از قبيلهء همدان يافت كه در طلب ميراث پدرش ، به كوفه آمده بود . او را نزد ابن زياد برد و ابن زياد نيز فرمان كشتن وى را صادر كرد . پس از آن : « فلم يبق محتلم بكوفه إلا خرج الى العسكر بالنخيله » ، « 2 » هيچ بالغى در كوفه يافت نشد ، مگر آنكه به لشكرگاه كوفه ، يعنى نخيله ، رفت . در اين زمان بود كه همهء شمشيرها بر ضد امام حسين عليه السّلام به حركت درآمد ، در حالى كه مىتوان مطمئن بود اگر رضاى خود مردم در كار بود ، آنها دست به چنين اقدامى نمىزدند و شمارى فراوان چنين بودند . « 3 » اكنون كلام فرزدق را در توصيف مردم كوفه بهتر مىفهميم كه به امام گفت : « قلوبهم معك و سيوفهم عليك » . « 4 » و يا گفت : « أنت أحب الناس إلى الناس و القضاء فى السماء و السيوف مع بنى اميه » . « 5 » دلهاى مردم با توست ، امّا شمشيرها عليه تو ، تو دوستداشتنىترين مردم در نزد مردم هستى ، امّا قضا در آسمان است و شمشيرها نيز در كنار بنى اميّه . در توضيح اين جمله به گفتهء مجمّع بن عبد الله العائذى ، يكى از كوفيانى كه به امام ملحق شد ، مىتوان استناد كرد كه گفت : اشراف همگى بر ضد تو هستند ، امّا بقيّهء مردم قلوبشان با توست ، هر چند فردا روى تو شمشير خواهند كشيد . « 6 » مردم نمىتوانستند در آن شرايط به كربلا نروند ،
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 178 ؛ اخبار الطوال ، ص 254 ، 255 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 179 ( 3 ) . در جنگ عراق عليه ايران نيز ديديم كه چگونه مردم عراق را وادار مىكنند تا با ملت مسلمان ايران بجنگند . امّا آن مردم البتّه مقصرند . ما نمىخواهيم تقصير را از مردم كوفه برداريم . اما فرق است بين مردمى كه آزادانه بروند يا به اجبار . هر چند بسيارى از رؤسا و اشراف و وابستگان به امويها ، كسانى كه بعدا زينب و ام كلثوم آنها را بسيار سرزنش كردند ، از روى دلخواه خويش به كربلا آمدند . ( 4 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 290 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 120 ، 124 ؛ اخبار الطوال ، ص 245 ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 165 ( 5 ) . ترجمة الامام الحسين ، ابن سعد ، ص 171 ؛ ترجمة الحسين ، ابن عساكر ، ص 206 ( 6 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 48