الشيخ رسول جعفريان

190

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

امام حسين عليه السّلام رساند . « 1 » گفته‌اند كه امام قصد بازگشت داشت ، اما برادران مسلم مانع شده و امام نيز به راه خود ادامه داد . به نظر نمىرسد برادران مسلم خواسته و يا توانسته باشند در صورت مخالفت امام ، او را وادار به رفتن به كوفه كنند ؛ بويژه كه ديگران در تحريك امام بر رفتن گفتند : « و الله ما أنت مثل مسلم بن عقيل و لو قدمت الكوفة لكان الناس إليك أسرع » . « 2 » شما مسلم نيستيد ، اگر به كوفه برويد ، مردم به سرعت به شما خواهند پيوست . امام حسين عليه السّلام خود براى رفتن قاطع بود . در منطقهء زباله ، پيام مسلم كه در حين شهادت به عمر بن سعد گفته و از او خواسته بود كه به امام حسين عليه السّلام برساند ، به دست امام رسيد . « 3 » هنوز چندى نرفته بودند كه خبر شهادت قيس بن مسهر « 4 » و عبد الله بن يقطر ، برادر رضاعى امام حسين عليه السّلام ، نيز به دست امام رسيد . اين اخبار نشان مىداد كه اوضاع كوفه دگرگون گشته و شرايط ، با زمانى كه از زبان مسلم گزارش شده بود ، كاملا فرق كرده است . در اين هنگام ، امام ، افرادى را كه همراه او بودند گرد آورد و به آنها فرمود : « أيها الناس قد خذلتنا شيعتنا فمن أراد منكم الانصراف فلينصرف » . « 5 » اى مردم ! شيعيان ما ، ما را تنها گذاشتند . هر كدام از شما مىخواهد برگردد ، از همين جا بازگردد . در اينجا بود كه شمارى از كسانى كه در نيمهء راه به امام پيوسته بودند ، بازگشته و ياران خاص امام باقى ماندند . « 6 » اينها كسانى بودند كه از مكه امام را همراهى كرده « 7 » و يا حتى قبل از آن ، از مدينه همراهيش كرده بودند . « 8 » كسانى كه از او جدا شدند ، اعرابى بودند كه فكر كرده بودند همراه حسين بن على عليه السّلام به شهرى در مىآيند كه همهء آنها تابعيت او را گردن نهاده‌اند . « 9 » حال كه معلوم شده بود تصورشان نادرست بوده ، از همان جا بازگشتند . پس از اين مرحله نيز امام به حركت خود ادامه داد . در اينجا كاملا براى امام روشن شده بود كه ديگر رفتن به كوفه با توجه به ارزيابيهاى سياسى درست نيست و

--> ( 1 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 120 ( 2 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 300 ( 3 ) . اين پيام اين بود كه هر چه زودتر امام حسين به حجاز بازگردد و به كوفه نيايد . ( 4 ) . اخبار الطوال ، ص 247 ، 248 ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 169 ( 6 ) . اخبار الطوال ، ص 248 ( 7 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 169 ( 8 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 300 ، 301 ( 9 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 300