الشيخ رسول جعفريان
161
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
زمانى كه امام متن مزبور را خواند ، فرمود : مرا در طمع چيزى انداخته كه اگر آن را مىخواستم حكومت را به وى تسليم نمىكردم . آنگاه عبد الله بن حرث بن نوفل ( بن حرث بن عبد المطلب ) را نزد معاويه فرستاد و به او فرمود : به معاويه بگو : اگر مردم امنيت دارند ، من با او بيعت مىكنم . معاويه كاغذ سفيدى را به او داد و گفت : هر چه مىخواهى در آن بنويس ! امام حسن عليه السّلام متنى را نوشت كه پيش از اين نقل كرديم . « 1 » متن مزبور را ابن شهر آشوب در مناقب آورده است . « 2 » مدائنى نيز خبر رفتن عبد الله بن نوفل و نيز شروطى كه اشاره كرديم ياد كرده است . « 3 » همين طور ابن صباغ مالكى . « 4 » بسيارى از مصادر ديگر بدون آن كه اشاره به متن خاصى بكنند از شرط جانشينى امام حسن عليه السّلام پس از معاويه سخن گفتهاند . « 5 » منابع ديگرى نيز از تعهدات مالى نسبت به خراج درابجرد ، فسا ، اهواز و يا پرداخت يك ميليون درهم در سال ياد كردهاند . « 6 » همچنين گفته شده است كه شرط ديگر آن بوده كه معاويه به امير المؤمنين سب نكند . « 7 » در اينجا بايد به دو نكته دربارهء دو شرط بپردازيم . يكى دربارهء شرط مالى و ديگرى دربارهء شرط خلافت . دربارهء شرط مالى كه در مصادر متعددى آمده و حتى برخى از شيعيان براى توجيه آن راههاى را نشان دادهاند ، « 8 » بايد گفت : اصولا با توجه به آنچه كه گذشت ، ما تنها متن پيشگفته را درست دانسته و بر اين اساس ، از اساس وجود چنين شرطى را در قرارنامه نادرست مىدانيم . شاهد مهم آن است كه ، وقتى امام شنيد
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، صص 42 - 41 ( 2 ) . المناقب ، ج 4 ، ص 33 ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 22 ( 4 ) . الفصول المهمه ، صص 163 - 162 ؛ عوالم العلوم ، ج 16 ، ص 172 ( 5 ) . ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن عساكر ، صص 172 ، ص 178 ( 6 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 74 ؛ ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، صص 177 - 176 ؛ اخبار الطوال ، ص 217 - 218 ( 7 ) . ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن عساكر ، ص 176 ؛ إعلام الورى ، ص 206 ( 8 ) . مثل آنچه كه گفته شده است كه بر اساس آيهء « ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ * . . . فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى » امام در بيت المال حقى داشته كه اين چنين خواسته است تا حق خويش را دريافت كند . نك : بحار الانوار ، ج 44 ، ص 10 ( پاورقى ) ؛ در توجيه ديگرى گفته شده است كه امام خراج دارابجرد را براى خانوادههاى شهداى جمل و صفين مىخواسته است . نك : بحار الانوار ، ج 44 ، ص 3 ؛ عوالم العلوم ، ج 16 ، صص 182 ، 187 ، 188