الشيخ رسول جعفريان

160

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

عهد الله و ميثاقه و ما أخذ الله على أحد من خلقه بالوفاء بما أعطى الله من نفسه ، و على أنه لا يبغى للحسن بن على و لا لأخيه الحسين و لا لأحد من اهل بيت النبى صلى الله عليه و آله و سلم ، غائلة سرا و علانية و لا يخيف أحدا منهم فى أفق من الآفاق . « 1 » اين مصالحه‌اى است كه ميان حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام و معاوية بن ابى سفيان مىافتد . بر آن قرار با او صلح مىكند و امر خلافت به او مىگذارد كه چون وفات او نزديك رسد ، هيچ كس را به وليعهدى نصب نكند و كار خلافت به شورا گذارد تا مسلمانان كسى را كه صلاح دانند ، نصب كنند . شرط ديگر آن است كه مسلمانان على العموم از او ايمن باشند هم به دست و هم به زفان . و با كافهء خلايق زندگانى نيكو كند . شرط سيوم آن است كه شيعيان و متعلقان و متصلان على بن ابى طالب هركجا باشند از او ايمن باشند و به هيچ كس از ايشان اندك و بسيار تعلقى نسازد و تعرضى نرساند . بر اين جمله عهد كرد و پذيرفت معاوية بن ابى سفيان حجت و ميثاق خداى تعالى بر خويش گرفت و قبول كرد كه بر اين عهد و شرط وفا كند و هيچ مكر و كيد نسگالد . حسن بن على عليه السّلام و برادر او حسين عليه السّلام و هيچ كس را از فرزندان و زنان و خويشان و متصلان ايشان و اهل بيت سيد المرسلين را در سر و علانيه در حق ايشان بدى نكند و نفرمايد و ايشان را در كل احوال هركجا در اقطار دنيا باشند ايمن دارد و نترساند . و السلام . « 2 » بلاذرى مىگويد : معاويه خود صلحنامه‌اى نوشت و براى حسن بن على عليه السّلام فرستاد و آن اين بود كه من با تو صلح كردم مشروط بر آن كه خلافت بعد از من از آن تو باشد و اين كه بر ضد تو توطئه‌اى نكنم . و در هر سال يك ميليون درهم از بيت المال بدهم به اضافهء خراج فسا و دارابجرد . اين متن را گواهانى چون محمد بن اشعث كندى و عبد الله بن عامر تأييد كرده و تاريخ كتابت آن ربيع الآخر سال 41 هجرى بوده است .

--> ( 1 ) . الفتوح ، ج 4 ، صص 160 - 158 ( 2 ) . الفتوح ( ترجمهء فارسى از محمد مستوفى هروى ) صص 766 - 765