الشيخ رسول جعفريان
146
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
است . در ساباط نيز خبر رفتن عبيد الله و بخش اعظم سپاه به امام رسيده و حتى شايع شد كه قيس بن سعد نيز صلح كرده است . از ميان مورخان ، تنها كسى كه به دقت متوجه اين شايعات چند جانبه شده ، يعقوبى است . او مىگويد : معاويه كسانى را به لشكرگاه امام مىفرستاد تا بگويد كه قيس بن سعد صلح را پذيرفته است . از سوى ديگر ، كسانى را به لشكر قيس مىفرستاد تا بگويند حسن با معاويه صلح كرده است . « 1 » متأسفانه ، گروهى از مورخان ، همين شايعات را به عنوان اخبار تاريخى ضبط كردهاند . از جمله محمد بن سعد ، حيلهگرى مغيرة بن شعبه را كه منجر به شورش گروهى از مردم در ساباط مدائن شد به عنوان خبر تاريخى اين چنين ضبط كرده كه همانجا ، هر چه معاويه تعهد كرده بود ، امام پذيرفت . « 2 » گروه فراوانى از اشراف عراق به معاويه پيوسته و حتى گفته بودند كه حاضرند حسن را دست بسته به او تحويل دهند . به نوشته ابن اعثم ، زمانى كه قيس ، ضمن نامهاى خبر رفتن شمار زيادى از سپاه عراق را به امام نوشت ، حضرت بزرگان اصحاب خود را فراهم آورده و فرمود : اى مردم عراق ! من با شما جماعت چه كنم ؟ اين نامهء قيس بن سعد است او نوشته است كه اشراف و بزرگان شما نزد معاويه رفتهاند . به خدا سوگند اين از شما عجيب نيست . شما در صفين پدرم را بر حكميت اجبار كرديد و زمانى كه آن را پذيرفت ، بر او اعتراض نموديد . براى بار دوم شما را به جنگ با معاويه خواند ، سستى كرديد تا آن كه كرامت الهى نصيب او شد . پس از آن بدون اكراه با من بيعت كرديد ، من بيعت شما را پذيرفتم و قدم در اين راه گذاشتم ، خدا آگاه است كه قصد من چه بوده است . اما ببينيد شما چه كردهايد . اى مردم عراق ! همينها براى من كافى است ، مرا در دينم فريب مدهيد . « 3 » توضيحات امام نشان مىدهد كه امام كوچكترين ترديدى در جنگ نداشته اما رفتار ناشايست مردم او را به ستوه آورده است .
--> ( 1 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 215 ( 2 ) . ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن سعد ، ص 169 ( 3 ) . الفتوح ، ج 4 ، ص 157 ؛ مقايسه كنيد اين مطالب را با سخنان تحريفشدهء امام در انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 39