الشيخ رسول جعفريان

147

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

معاويه و درخواست صلح نكته‌اى كه در روشن كردن موضع امام اهميت دارد آن است كه امام حسن عليه السّلام در خواست صلح را مطرح نكرده است . اين معاويه بود كه مىخواست بدون دردسر عراق را تصرف كند و لذا اصرار داشت تا امام را راضى به كناره‌گيرى از حكومت كند . در برابر اين نظر ، برخى از منابع ، به تبع شايعاتى كه در همان زمان نشر مىشده - و كسانى از راويان اخبار ، آنها را به عنوان خبر تاريخى گزارش كرده‌اند ، - چنين وانمود كرده‌اند كه امام خود صلح را مطرح كرده و طبعا به آن تمايل داشته است . « 1 » در مقابل اين نظر ، شواهدى وجود دارد كه به آنها اشاره مىكنيم . نخستين شاهد خبر يعقوبى است كه مىگويد : معاويه گروهى را به ساباط مدائن فرستاد تا دربارهء صلح با امام حسن عليه السّلام سخن بگويند . اين همان ملاقاتى است كه امام در آن ، صلح را رد كرده است . « 2 » بنابراين امام ، اولين درخواستهاى معاويه را رد كرده است . شاهد ديگر نامه‌هاى نخست امام است كه در همهء آنها بر موضع جنگ پافشارى شده و در آنها تهديد شده است كه اگر تسليم نشود با سپاه او مواجه خواهد شد . امام به فرستادهء معاويه نيز فرمود : به معاويه بگو كه ميان ما و او جز شمشير حاكم نخواهد بود . همهء اينها نشانگر آن است كه موضع امام بر موضع جنگ بوده است . شاهد ديگر آن كه امام در سخنرانى خود با مردم به صراحت بر اين نكته تأكيد كردند كه معاويه صلحى را از ما خواسته است كه هيچ شرافت و عزتى در آن نيست . اگر براى جنگ آماده هستيد من در كنار شما هستم ، اما اگر حيات را دوست داريد بگوييد تا صلح او را بپذيريم . « 3 » سبط بن جوزى مىنويسد : زمانى كه امام حسن عليه السّلام دريافت كه مردم از اطراف او پراكنده شده و كوفيان به او خيانت كرده‌اند ، به صلح تمايل يافت . پيش از آن ، معاويه او را به صلح دعوت كرده بود ، اما امام آن را نپذيرفته بود . او مىافزايد : اين معاويه بود كه دربارهء

--> ( 1 ) . نك : البداية و النهايه ، ج 8 ، ص 14 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 205 ( 2 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 215 ( 3 ) . ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن عساكر ، صص 179 - 178 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 406 ؛ اعلام الدين ، ص 181 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، ص 21 ؛ تذكرة الخواص ، ص 199