الشيخ رسول جعفريان
143
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
شيخ مفيد كه اخبار خود را از اصفهانى گرفته - گفتهاند كه امام در سخنان خود به گونهاى سخن گفت كه بوى صلح مىداد . به همين دليل خوارج بر باروبنهء او حمله كردند . اين سخن با ظاهر وقايع سازگار نيست . چگونه امام كه براى جلوگيرى از حملهء دشمن به مدائن و يا تهيهء نيرو به آنجا آمده بىدليل و هنوز درگيرى آغاز نشده سخنانى به زبان مىآورد كه بوى صلح مىدهد ؟ در اينجا يعقوبى نقلى را براى ما حفظ كرده كه روشنگر ماجراست . معاويه كه در هيچ مورد دست از حيلهگرى بر نمىداشت ، مغيرة بن شعبه و عبد الله بن عامر را به ساباط فرستاد تا دربارهء صلح با امام سخن بگويند . وقتى آنها ( دست خالى ) از نزد امام بيرون آمدند ، زير لب ( و طبعا براى تحريك خوارج ) به گونهاى كه مردم بشنوند مىگفتند : خدا به وسيلهء فرزند پيامبر خون مردم را حفظ كرده فتنه را بواسطهء او آرام كرد و صلح را پذيرفت . يعقوبى مىافزايد : با اين سخن سپاه مضطرب شده و مردم در راستگويى آنان ترديد نكردند . پس از آن بود كه بر حسن شورش كرده باروبنهء او را غارت كردند . « 1 » شيعيان امام را در ميان خود گرفته از معركه دور كردند . با اين حال جراح بن سنان با اين فرياد كه تو نيز همانند پدرت مشرك شدهاى ضربتى بر ران امام زد . شيعيان بر سر جراح ريخته او را به قتل آوردند . امام نيز به خانهء امير ساباط ، سعد بن مسعود ثقفى - عموى مختار - آمد و براى معالجه در آنجا ماند . « 2 » با توجه به عبارت يعقوبى در بارهء شورش مدائن مطلب بسيار مهمى روشن مىشود ، و آن اين كه حادثه مدائن نيز برخاسته از توطئهء معاويه و فرماندهان وى و در رأس آنها فرد فاسقى چون مغيرة بن شعبه بوده است . پس از آن كه امام مجروح شد ، ضمن خطبهاى براى مردم فرمود : اى مردم عراق ! اتقوا الله فينا ، فانا أمراءكم و ضيفانكم ، أهل البيت الذين قال الله : إنّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت و يطهّركم تطهيرا . راوى مىگويد : در آن لحظه هر كس در پاى سخن امام بود ، گريه مىكرد . « 3 »
--> ( 1 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 215 ( 2 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 72 ( 3 ) . ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن سعد ، ص 167 ، 169 ، 170 ؛ المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 96 ، ش 2761 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 167