الشيخ رسول جعفريان
144
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
دور شدن امام از سپاه ، كه به دليل گردآورى نيرو و يا آماده كردن مدائن براى جلوگيرى از تجاوز غارت گران شام صورت گرفته بود ، مشكلات خاصى را به وجود آورد . دو سپاه در قريهء حبوبيهء مسكن در برابر هم قرار گرفتند . معاويه مثل هميشه با استفاده از شيوههاى حيلهگرايانه خود ، در صدد فريب سپاه امام بر آمد . او به دروغ ، عبد الرحمن بن سمره را نزد عبيد الله و سپاهش فرستاد تا بگويد حسن در خواست صلح كرده است . اما مردم او را تكذيب كرده و دشنام دادند . « 1 » پس از آن به طور مخفيانه در پى عبيد الله بن عباس فرستاد و به وى پيغام داد : حسن از ما تقاضاى صلح كرده است . اگر هم اكنون به ما ملحق شوى ، به تو يك ميليون درهم خواهم داد . نيمى را اكنون مىگيرى و نيمى را وقتى كه داخل كوفه شديم . عبيد الله شبانه به معاويه پيوست در حالى كه مردم براى نماز صبح منتظر آمدن او بودند . قيس بن سعد با مردم نماز گزارد و پس از آن به بدگويى از عباس پرداخت كه چگونه در بدر همراهى مشركان كرد و به اسارت در آمد . پس از آن بناى بدگويى به عبيد اللّه را گذاشت كه چگونه در يمن ، از برابر بسر بن ارطاة گريخت و اجازه داد تا بسر فرزندان او را بكشد . « 2 » از برخورد معاويه در پرداخت پول ، و نيز اخبار ديگر ، چنين بر مىآيد كه معاويه به دروغ مسأله درخواست صلح را از طرف امام مطرح كرده بود . در اصل ، اگر امام صلح را پذيرفته بود معنا نداشت كه معاويه حاضر شود يك ميليون درهم به عبيد الله بپردازد . بسيارى از مردم عراق مترصد بودند تا تمايل امام را به صلح ببينند ، در آن صورت لحظهاى در سپاه نمىماندند . با رفتن عبيد الله ، قريب دو سوم سپاه عراق به معاويه پيوست . « 3 » بدين ترتيب تنها چهار هزار نفر در كنار قيس بن سعد باقى ماندند . معاويه گمان كرد كه با آمدن عبيد الله و اين تعداد از سپاه عراق ، چيزى باقى نمانده است . بنابراين بسر بن ارطاة را به سوى باقىماندهء لشكر عراق فرستاد . مردم
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 37 ( 2 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 73 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 38