الشيخ رسول جعفريان

105

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

شعار لا حكم الا لله نشان مىدادند . از جمله خوارج ، عتريس بن عرقوب شيبانى بود كه از اصحاب عبد الله بن مسعود بود . « 1 » خوارج چند مسألهء مهم را مطرح كردند . سؤال نخست آنها اين بود كه چگونه امام رضايت داده است تا « رجال » در كار « دين » حكميت كنند ؟ سؤال دوم اين بود كه چرا امام ، راضى شد تا لقب خلافتى او يعنى « امير المؤمنين » حذف شود ؟ اشكال آنها به تعبيرى كه يعقوبى آورده اين بود كه امام ، با اين اقدام خود ، « وصايت » را ضايع كرده است . « 2 » سؤال ديگر آنها اين بود كه چرا امام بعد از پيروزى بر ناكثين اجازهء تقسيم غنايم را نداد ؟ چگونه كشتن آنها روا بود اما گرفتن اموال آنها حلال نبود . « 3 » امام دربارهء حذف لقب « امير المؤمنين » استناد به حذف عنوان « رسول الله » در صلح حديبيه كرد . دربارهء حكميت نيز فرمود : من از آغاز با اين حكميت مخالف بودم ، بعد نيز كه به اجبار مردم به آن تن دادم ، شرط كردم كه اگر آنها به كتاب خدا حكم كردند ، به حكم آنها پايبند باشم ؛ زيرا در اصل ما حكميت قرآن را پذيرفته‌ايم نه حكميت رجال را . به علاوه امام تصميم خود را داير بر ادامهء جنگ با شام پس از جمع‌آورى خراج اعلام كرد . بدين ترتيب بسيارى از كسانى كه به خوارج پيوسته بودند ، به جمع تابعين امام پيوستند . « 4 » اما هنوز كسانى كه بر عقيدهء خود پايبند بودند ، فراوان بودند . آنان با استناد به « لا حكم الا لله » با حكميت به مخالفت برخاستند . اين از ويژگيهاى خوارج بود كه به ظواهر تمسك كرده و با « ضرب القرآن بعضه ببعض » برداشتهاى افراطى مىكردند . امام در برابر گروهى كه در مسجد به وى اعتراض كردند و همين شعار را سر دادند ، فرمود : « كلمة حق يراد بها الباطل » اين سخن حقى است كه برداشت باطلى از آن مىشود . امام در برخورد با مخالفان خارجى خود فرمود : اگر ساكت ماندند ما آنها را به حال خود مىگذاريم ، اگر تبليغات كردند و سخن گفتند ، ما در برابر ، با آنها سخن خواهيم گفت ، اگر بر ما خروج كردند ، با آنها به جنگ خواهيم پرداخت . در اين لحظه

--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 363 ( 2 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 192 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 360 ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 349