الشيخ رسول جعفريان

106

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

يكى از خوارج برخاست و گفت : خدايا ! از اين كه در دين خود تن به ذلت دهيم به تو پناه مىبريم ، اين سستى است و به خشم خداوند منجر خواهد شد . « 1 » صحبتهاى مكرر امام و اصحاب آن حضرت ، نتوانست عده‌اى از خوارج را ، از مسيرى كه برگزيده بودند ، بازگرداند . خوارج در شوال سال 37 در منزل زيد بن حصين اجتماع كرده و با انتخاب عبد الله بن وهب راسبى به رهبرى خود ، « 2 » وضعيت سياسى و نظامى خود را سامان بخشيدند . اين تصميم‌گيرى بعد از رمضانى بود كه ابو موسى براى حكميت اعزام شده بوده است . پس از حكميت ، آنها باقى ماندن در كوفه را جايز ندانسته تصميم گرفتند تا به مدائن در آمدند . آنان از آنجا به همفكران بصرى خود نامه نوشته آنها را نيز به سوى خود دعوت كردند . برخى از آنها رفتن به مدائن را به دليل وجود شيعيان امام على عليه السّلام صلاح ندانسته و نهروان را برگزيدند . « 3 » پس از اعلام نتيجهء حكميت ، امام على عليه السّلام مخالفت خود را با نتيجهء حكميت اعلام كرده و از مردم خواستند تا براى جنگ با قاسطين در لشكرگاه اجتماع كنند . « 4 » امام در پى خوارج فرستاد و به آنان فرمود : كار اين دو حكم بر خلاف قرآن بوده و من به سوى شام در حركت هستم ، شما نيز ما را همراهى كنيد . « 5 » آنها گفتند : بر ما روا نيست تا تو را به عنوان امام برگزينيم . پس از اجتماع مردم در نخيله ، سپاه عراق به سمت شهر انبار حركت كرده از آنجا به قريهء شاهى و پس از آن به دباها و تا دمما رفتند . « 6 » خوارج كه اين زمان در نهروان اجتماع كرده بودند ، در مسير خود به عبد الله فرزند خبّاب بن ارت برخوردند . از عبد الله نظرش را دربارهء امام على عليه السّلام سؤال كردند . او گفت : على ، امير المؤمنين و امام المسلمين است . آنها عبد الله و همسر او را كه باردار بود به قتل رساندند . گفته‌اند كه خوارج در طول راه به هر كسى بر مىخوردند ، رأى او را دربارهء حكميت سؤال مىكردند . اگر با آنها موافق نبود او را مىكشتند . « 7 » اين

--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 352 ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 364 ( 3 ) . اخبار الطوال ، صص 204 - 203 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 366 ، و در پاورقى همان از : الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 143 ( 5 ) . اخبار الطوال ، ص 206 ( 6 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 367 ( 7 ) . اخبار الطوال ، ص 206