الشيخ رسول جعفريان

103

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

هجرى نوشته شد . « 1 » در اين قرارنامه ، حقوق مساوى براى امام و معاويه قرار داده شده بود . در وهلهء اول نام امام همراه تعبير « امير المؤمنين » آمد كه معاويه زير بار نرفت . اشعث اصرار كرد تا اين عنوان حذف شود ، امام فرمود : سبحان الله : سنتى چونان سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جايى كه سهيل بن عمرو نمايندهء مشركين اصرار كرد تا در صلحنامهء حديبيه ، عنوان « رسول الله » حذف شود . « 2 » به هر روى قرارنامه نوشته شد ، اما در ميان گروهى از اصحاب امام ، آشوبى برخاست كه زمينه‌ساز جريان خوارج گرديد . افرادى در همانجا با قرارنامه مخالفت كردند ، جز اين كه كسانى كه به درستى از شيعيان حضرت بودند ، به خاطر امام ، جريان تحكيم را تحمل كردند . از جمله آنها مالك بود . وقتى به امام خبر دادند كه مالك از اين قرارنامه راضى نيست ، امام فرمود : وقتى من راضى شوم مالك هم راضى خواهد شد ، و من راضى شدم . از اين كه مىگوييد او از من فاصله گرفته ، من به او چنين گمانى ندارم ، در ميان شما دو تن و حتى يك نفر چون او كه اين چنين دربارهء دشمنش بينديشد نيست . « 3 » امام در ربيع الاول سال 37 به همراه سپاه به كوفه بازگشت . « 4 » در كوفه ، صداى گريه و زارى از هر خانه‌اى بلند بود و امام با گواهى بر شهادت كشتگان آنان ، آنها را تسليت مىداد . امام سرانجام ابو موسى را به سوى محل تحكيم فرستاد . نيجهء حكميت نيز با حيلهء عمرو بن عاص چنين شد كه ابو موسى ابتدا على عليه السّلام را از خلافت عزل كرد و عمرو نيز كه بنا بود در سخنانش معاويه را عزل كند ، بجاى آن او را تثبيت كرد .

--> ( 1 ) . اخبار الطوال ، صص 196 - 194 ؛ وقعة صفين ، صص 570 - 504 ؛ و نك : انساب الاشراف ، ج 2 ، صص 335 - 334 ( 2 ) . وقعة صفين ، ص 508 ؛ تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 189 ( 3 ) . وقعة صفين ، ص 521 ؛ و نك : انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 336 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 337