الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

609

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

ارجمندترين و قديمترين صحابى و پسر عمو ، داماد و برادر رسول خدا ( ص ) بود ، پيامبر ، دخترش فاطمه را به همسرى او در آورد و پيامبر با خواست وى او را شوهر دخترش قرار داد و با اختيار فاطمه او را همسر وى ساخت ، پدر دو نوادهء پيامبر ؛ سرور جوانان اهل بهشت ، افضل اين امّت و تربيت‌يافتگان دست پيامبر ( ص ) و پسران فاطمهء بتول ، شاخه‌هاى شجرهء طيّبه ، بانوى طاهرهء زكيّه همان كسى كه جد من با وى مرتكب شد آن چه را كه شما مىدانيد و شما با وى كرديد آن چه را كه نمىدانستيد تا اين كه امور بر وفق مراد جدم شد و چون اجل حتمى وى فرا رسيد و مرگ گريبانش را گرفت او در گرو عمل خويش ماند ، تنها در خانهء قبرش و به جزاى عمل خود رسيد و آن چه را كه مرتكب شده و ستمى را كه روا داشته بود ، ديد ، و پس از آن خلافت به پدرم يزيد منتقل شد و به دليل علاقه‌اى كه پدرش به او داشت زمام امر شما را به دست گرفت و البته البته كه پدرم يزيد با رفتار ناروا و ظلم به نفسى كه داشت شايستهء خلافت بر امت محمد ( ص ) نبود ، اين بود كه زمام اختيار را به دست هواى نفس داد و خطاى خود را نيك پنداشت و در برابر خدا گستاخى شگفت‌انگيزى كرد و حرمت كسانى از اولاد رسول خدا ( ص ) را به ستم ناديده گرفت اين بود كه مدت عمرش كوتاه و اثرش گسسته شد و دمساز عملش گشت و همدم قبرش و گروگان جرمش گرديد ، امّا و بال و تبعاتش باقى ماند ، و آن چه قبلا فرستاده بود عايدش شد و هنگامى پشيمان شد كه پشيمانى سود نداشت و غمى كه براى او داشتيم ما را از اندوه بر او بازداشت پس اى كاش مىدانستم كه چه گفت و چه چيز به او گفتند ؟ آيا كيفر بديش را ديد و به خاطر عملش مجازات شد و اين پندار من است . . . » و آنگاه شروع به گريستن كرد و گريه و فغانش طول كشيد ، سپس رو به جمعيت كرد و گفت : « من سومين فرد اين خاندان شدم و ناراضيان از من بيش از افراد راضى هستند و من كسى نيستم كه گناهان شما را تحمل كنم و نمىخواهم كه خداوند متعال مرا در حالى ببيند كه بار سنگين گناهان شما را بر دوش گرفته و پيامد اعمال شما را به گردن دارم ، پس اين شما و فرمانروايى شما ، آن را بگيريد و هر كس را بر امارت خودتان