الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
610
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )
مىپسنديد ، بر عهدهء او بگذاريد ، و من براستى بيعت خويش را از گردن شما برداشتم ، و السّلام . . . » « 1 » ( 1 ) اين سخنرانى دليل بر بينش نسبة خوب دينى اوست ؛ زيرا او نقاب از چهرهء جد و پدرش بر گرفته و روشن ساخته است كه ايشان از راه راست منحرف بودهاند و من هيچ خطابهء سياسى سراغ ندارم كه بر اساس حق و واقعيّت و بيدارى وجدان و به دور از خودخواهى و پارسايى در دنيا همانند اين خطابه استوار گشته باشد كه از يك قلب آميخته به فضايل و صفات ارزنده برخاسته است . امويان از اين رويداد سخت نگران شدند و دستخوش آشفتگى گشتند و به نزد آموزگار معاوية بن يزيد شتافتند و او را متهم كردند كه او محبت اهل بيت عليهم السّلام را به وى آموخته از اين رو ، او را زنده به گور كردند . « 2 » هرج و مرج و آشفتگى در همهء نواحى شام سايه افكند . شاعرى در آن باره مىگويد : « انّى ارى فتنة تغلى مراجلها و الملك بعد ابى ليلى لمن غلبا » براستى مىبينم ديگهاى فتنه و آشوب در حال جوشيدن است و سلطنت پس از ابو ليلى مال كسى است كه بر ديگران غالب شود . به اين ترتيب بناى سلطنت آل ابو سفيان به دست معاوية بن يزيد ؛ نجيبترين فرد اموى كه تاريخ سراغ دارد ، از هم پاشيد . ( 2 ) مروان بن حكم چه خندهآور است روزگار ! و چه مسخره است سرنوشتها ! آيا چون مروان بن كلپاسهء كلپاسهزاده كه پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - او را از مدينه
--> ( 1 ) حياة الحيوان دميرى : 1 / 61 - 62 ، النّجوم الزّاهره : 1 / 164 . ( 2 ) حياة الحيوان : 1 / 62 .