الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

608

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

اهل بيت او را آوارهء شهرها كرد و همچنين مدينة الرسول ( ص ) را بر سربازانش مباح كرد و بيت الله الحرام را بىحرمت شمرد كه ما در ضمن رويدادها و كارهاى يزيد به تفصيل نقل خواهيم كرد . ( 1 ) حكومت معاوية بن يزيد معاوية بن يزيد در حالى زمام امور را به دست گرفت كه در آغاز جوانى و بحران شباب بود ، جز اين كه وى چيزى از ورع و تقوا را در اختيار داشت ، اين بود كه بيش از نگرش به دنيا ، توجّه به آخرت داشت ، زيرا كه او جدش معاويه را ديده بود كه بناحق با خليفه و جانشين رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و باب مدينهء علم پيامبر ( ص ) ، امام امير المؤمنين عليه السّلام مخالفت كرد و پدرش يزيد را ديد كه با كشتن عترت پيامبر ( ص ) و مباح ساختن مدينهء منوره و ديگر كارهاى زشت ، بدترين جنايات را مرتكب شد ، اين بود كه از سلطنت كناره گرفت و از حكومت به شدت متنفّر شد ، و خود را از سلطنت خلع كرد و در پيشگاه خدا و امّت از خود رفع مسئوليت نمود ؛ تمام مسئولين ، سران سپاه و ساير طبقات مردم شام را جمع كرد و خطبهء بليغ و مؤثّرى ايراد كرد و صرف نظر كردن و كناره‌گيرى خويش از رياست دولت را به اطّلاع عموم رساند ، و در اين خطبه پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر گرامى ( ص ) چنين گفت : ( 2 ) « اى مردم من مايل به قبول امارت و فرمانروايى بر شما نيستم به دليل نارضايتى فراوان من از شما و البته مىدانم كه شما نيز از ما ناراضى هستيد ، زيرا كه ما گرفتار شما و شما گرفتار ما شديد ، جز اين كه جدم معاويه در اين امر با كسى مخالفت كرد كه از او و از ديگران شايسته‌تر بود ؛ به خاطر خويشاونديش با رسول خدا ( ص ) و فضيلت فراوانى كه داشت و سابقه‌اش در اسلام ، او از همهء مهاجران با منزلت‌تر و شجاع‌تر و داناتر و ايمانش از همه بيشتر بود ، و او