الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

45

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

« همانا خداى عز و جل گروهى را آفريده است و به خاطر عنايت بر ايشان دنيا را بر آنها تنگ گرفته و ايشان را دربارهء دنيا و متاع ناچيز آن پارسا و بىرغبت قرار داده است ، در نتيجه آنان به بهشت رضوانى گرايش دارند كه خداوند آنان را بدان جا دعوت كرده است و بر تنگى معيشت صبر دارند و در برابر سختيها ايستادگى كنند و به كرامتهايى كه در نزد خداست علاقه نشان دهند و به خاطر كسب رضاى خدا جانشان را نثار كنند و پايان كارشان شهادت در راه خدا باشد و خدا را در حالى ملاقات نمايند كه از ايشان راضى است و مىدانند كه مرگ تنها راه براى رفتگان و ماندگان است ، از اين رو براى آخرتشان زاد و توشه‌اى جز طلا و نقره برگيرند و لباس خشن پوشند و بر پست‌ترين خوراكها بسنده كنند و فضيلت را مقدم دارند و دوستى و دشمنيشان براى خدا عز و جل است ، آنان چراغهاى هدايت و صاحبان نعمت در آخرتند . . . » ( 1 ) اين موعظه‌هاى دلپسند چنان در دل پيرمرد و در اعماق جانش اثر كرد كه رو به امام عليه السلام كرد و گفت : « أين أذهب و أدع الجنة ؟ و أرى أهلها معك ، جهزني بقوة أتقوى بها على عدوك . . . » « كجا بروم و بهشت را ترك گويم ؟ در حالى كه مىبينم اهل بهشت همراه تو هستند ، مرا با نيرويى تجهيز كن تا بدان وسيله در برابر دشمنت نيرومند شوم . . . » امام عليه السلام او را با سلاح سهمگين جنگى آراست و او از چهره‌هاى درخشان مجاهدانى شد كه همراه آن حضرت بودند و در ميدان نبرد به خوبى از عهدهء آزمايش برآمد تا آن كه در حضور آن بزرگوار به درجهء رفيع شهادت نائل آمد ، و امام