الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

119

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

شدند و در دنيا به آرزوهاى خود رسيدند و دژهاى استوار و كاخهاى پر از عيش و عشرت ساختند و اموال و ذخاير فراوان فراهم كردند امّا اين همه امكانات جلو هجوم مرگ را نگرفت ، وقتى كه مرگ آمد آن ذخايرى كه بدان دل بسته بودند حاصلى نداشت نه آن كاخها و دژهايى كه ساخته و در اطراف آنها نهرها جارى كرده بودند و نه آن عشرتكده‌ها هيچ يك مرگ را چاره نكرد . ( 1 ) نه خيل سپاهيان و نه آن همه لشكر و نيرو هيچ كدام در جلو مرگ مقاومت نكردند . از طرف خدا بر سر او آمد آنچه كه غير قابل بازگشت بود و از قضاى حتمى الهى بلايى بر او نازل شد كه امكان پيشگيرى نداشت ، پس بلندپايه است خداوند ملك جبّار ، متكبّر عزيز قهار ، درهم‌شكنندهء ستمگران و نابودكنندهء سركشان ، خداوندى كه در برابر عزّت او هر صاحب قدرتى خوار و ذليل و به نيروى او هر تبهكارى محكوم به نابودى است . مليك عزيز ، لا يرد قضاؤه * حكيم عليم ، نافذ الأمر ، قاهر عنا كل ذي عز لعزة وجهه * فكم من عزيز للمهيمن صاغر لقد خضعت و استسلمت و تضاءلت * لعزة ذي العرض الملوك الجبابر ( 2 ) پادشاه با عزّت كه حكم او را بازگشتى نيست ، حكيم دانا كه فرمانش نافذ و بر همهء قدرتها غالب است . هر صاحب قدرتى در برابر قدرت ذات مقدس او تسليم است و چه بسيار عزيزى كه در برابر خداوند بزرگ ، ناچيز و حقير است . پادشاهان ستمگر بيقين در برابر عظمت صاحب عرش خاضعند و تسليم و ناتوان .