الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

117

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

( 1 ) اى نفس ! تا چند به دنيا رو آورده و سرگرم هواهاى نفسانى آن مىباشى ؟ در حالى كه موهاى سر و صورتت سفيد شده و هشدار دهنده در رسيده و تو از هدف اصلى آفرينش غافلى و سرگرم لذّت امروز و فردايى ، در صورتى كه دگرگونى و تغيير احوال شهوت‌پرستان را ديدى و مصيبتهايى را كه بر سرشان آمد ، مشاهده كردى . و في ذكر هول الموت و القبر و البلى * عن اللهو و اللذات للمرء زاجر أ بعد اقتراب الأربعين تربص * و شيب قذال منذر و مكابر كأنك معنيّ بما هو ضائر * لنفسك عمدا أو عن الرشد حائر انظر إلى الأمم الماضية ، و الملوك الفانية ، كيف اختطفتهم عقبان الأيام و وافاهم الحمام ، فامحت من الدنيا آثارهم ، و بقيت فيها أخبارهم ، و اصبحوا رمما في التراب إلى يوم الحشر و المآب . ( 2 ) ياد ترس و بيم مرگ و قبر و پوسيدن اعضا براى انسان عامل بازدارنده‌اى از لهو و لعب و لذتهاست آيا پس از رسيدن به حدود چهل سالگى ، در كمين آرزوهايى و حال آن كه سفيد شدن موهاى سر و گردن ، هشدار دهنده و با انسان در ستيزند ؟ گويى كه تو عمدا با وسايل زيانبخش خود را هدفگيرى كرده و مانع رشد و كمال خويشتنى ! دربارهء امتهاى گذشته و مردمان قرنهاى پيشين و پادشاهان سركش بينديش ، ببين چگونه حوادث روزگار ريشهء وجود ايشان را از بيخ بركند و مرگ آنان را نابود ساخت و آنگاه آثارشان از دنيا محو شد و تنها شرح احوالشان در دنيا باقى است و تا روز حشر و بازگشت در دل خاك پوسيده و خاكستر بمانند .