الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
116
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )
جا گذاشتند و خود زير خاك گورها پنهان شدند . كم خرمت أيدي المنون من قرون ، و كم غيرت الأرض ببلائها ، و غيبت في ترابها ممن عاشرت من صنوف و شيعتهم إلى الأرماس ، ثم رجعت عنهم إلى عمل أهل الأفلاس : و أنت على الدنيا مكب منافس * لخطابها فيها حريص مكاثر على خطر تمشي و تصبح لاهيا * أ تدري بما ذا لو عقلت تخاطر و إن امرأ يسعى لدنياه دائبا * و يذهل عن أخراه لا شك خاسر فحتى م على الدنيا إقبالك ؟ و بشهواتها اشتغالك ؟ و قد وخطك القتير و أتاك النذير ، و أنت عما يراد بك ساه ، و بلذة يومك و غدك لاه ، و قد رأيت انقلاب أهل الشهوات ، و عاينت ما حل بهم من المصيبات . ( 1 ) چه بسيار مردم روزگاران گذشته كه چنگال مرگ آنان را تباه ساخته و چه بسيار اشخاصى كه زمين با مصايب و بلاياى خود وضع ايشان را دگرگون كرده ، آنانى را كه از اقشار مختلف معاشر بودى در دل خود ، پنهان ساخت و تو آنها را تا گورستان مشايعت كردى و باز به كار و كردار بيچارگان بازگشتى . با اين همه ( هيچ پند نگرفتى و به ديدهء عبرت نظر نكردى ، بلكه ) به دنيا و كار دنيا چسبيدى و خواستگار عروس نازيباى دنيا شدى و آزمندانه زيادهطلبى كردى و با اين كه در معرض خطرها بودى روز و روزگارت را به لهو و لعب مىگذرانى ، آيا هيچ مىدانى ، اگر درست بينديشى ، به چه خطرها دچار گشتهاى ! براستى كه هر كه در راه دنيا كوشش و تلاش كند و از كار آخرت غافل بماند بدون ترديد ، زيان برده است .