الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

15

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

جنايت بزرگى را كه مرتكب شده بود به رخ او كشيد ، آن طاغوت ، متقابلا حضرت را به قتل تهديد كرد ، اما امام عليه السلام به تهديد او اعتنايى نكرده با منطق رساى خود همچون تيرى قلب او را هدف گرفت . براستى كه سخن امام عليه السلام انعكاس عجيبى در دولتمردان و توده‌هاى مردم داشت و همواره اشعهء تابناك آثار نهضت حسينى و امواج آن را در سراسر زمان و طول تاريخ مىگسترد . اما خطابهء امام عليه السلام در كاخ يزيد ، از ارزشمندترين ودايع سياسى اسلام است و من خطابهء سياسى به اين بلاغت و با اين همه تأثير در بيدارى توده‌ها و توجه افكار عمومى سراغ ندارم ، براستى تمام روزنه‌ها را براى دفاع يزيد و بىگناه جلوه دادن آن ملعون در كشتن سرور جوانان اهل بهشت و تار و مار كردن خاندان پيامبر ( ص ) ، به روى او بست و همهء مردم - پس از اين سخنرانى - با تعجب و شگفتى از خطابهء امام سخن مىگفتند كه خود يكى از ثمرات نهضت حسينى و صفحه‌اى از صفحات درخشان آن بود . - 4 - ( 1 ) از جمله مظاهرى كه امام سجاد بدان وسيله نهضت حسينى را جاودانه ساخت ، گريه‌هاى فراوان آن حضرت بر مصايبى بود كه در روز عاشورا بر پدر و خاندان و ياران آن امام رسيد ؛ در نتيجه امام عليه السلام ، شادمانى و سرور را پيوسته بر خود حرام كرد و از تأثر و اندوه گداخته شد و يكى از پنج تن گريه‌كنندگانى شد « 1 » كه در طول تاريخ ، ضرب المثل غم و اندوه و سوگوارى

--> ( 1 ) ابن بابويه به سند معتبر اين روايت را نقل كرده است كه بكائين پنج نفر بودند : آدم ، يعقوب ، يوسف ، فاطمهء زهرا و على بن الحسين عليهم السلام ؛ آدم در مفارقت بهشت ، يعقوب در فراق يوسف و يوسف نيز در مفارقت پدر و فاطمهء زهرا ( ع ) پس از وفات رسول خدا ( ص ) ، آن قدر گريست كه مردم مدينه از گريهء او به تنگ آمدند و امام على بن الحسين ( ع ) بيست سال - و به قولى بيشتر - بر مصيبت پدر بزرگوارش گريه كرد - م .