الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

36

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

خداوند مىخواهم كه به تو صلاح را الهام فرمايد و تو را از آنچه برايت در نظر دارند ، آشنا سازد . شنيده‌ام تو تصميم گرفته‌اى به سوى عراق به روى . من تو را از فتنه به خدا پناه مىدهم ، پس اگر ترسيده باشى ، نزد من بيا كه براى تو نزد من امان و صله خواهد بود » . ( 1 ) چگونه ممكن بود سرور آزادگان در برابر اشدق ، خاضع شود و از او امان بخواهد ؟ اشدق ، مىخواست امام در قبضهء او باشد تا اختيارى از خود نداشته باشد كه اين امر بر امام پنهان نبود و به وى پاسخ داد : « اگر با نامه‌ات ، قصد صله دادن به من داشته‌اى ، خداوند در دنيا و آخرت ، تو را جزاى خير دهد . . . و آنكه به سوى خدا دعوت كند و عمل صالح انجام دهد و بگويد كه من از مسلمانانم ، فتنه‌جو نيست ، و بهترين امان ، امان خداوند است و به خدا ايمان ندارد آنكه در دنيا از او نترسد و ما از خداوند مىخواهيم در دنيا ترسى داشته باشيم كه موجب امان آخرت نزد او باشد » « 1 » . ( 2 ) 9 - محمد بن حنفيه « محمد بن حنفيه » در مدينه بود و هنگامى كه از تصميم برادرش براى حركت به سوى عراق آگاه شد ، به طرف مكه حركت كرده « 2 » و يك شب قبل از حركت امام به سوى عراق ، به مكه رسيد و به محض رسيدن ، نزد آن حضرت رفت و به او گفت : « اى برادرم ! اهل كوفه ، خيانتشان نسبت به پدر و برادرت را دانستى ، ترسيده‌ام كه حال تو همچون حال گذشتگان باشد ، پس اگر قصد

--> ( 1 ) ابن عساكر ، تاريخ 14 / 209 - 210 . ( 2 ) ذهبى ، تاريخ اسلام 5 / 9 .