الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
59
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) كشته شدن طلحه « طلحه » ، در حالى كه سپاهيان را به جنگ تشويق مىنمود ، وارد ميدان نبرد شد . « مروان بن حكم » او را ديد و به خونخواهى عثمان ، تيرى به سويش پرتاب كرد و او بر زمين افتاد و در خون خود ، غوطهور گرديد . مروان ، به يكى از فرزندان عثمان مىگفت : من به جاى تو انتقام پدرت را از طلحه گرفتم . طلحه ، به غلامش دستور داد تا او را در جايى پناه دهد و به جايى ببرد كه در آنجا قرار گيرد . وى او را به مشقت فراوان به خانهء مخروبهاى از خانههاى بصره برد كه ساعتى بعد در آنجا هلاك گشت « 1 » . ( 2 ) عايشه سپاه را فرماندهى مىكند پس از هلاكت زبير و طلحه ، عايشه فرماندهى سپاه را در دست گرفت و افراد « بنو ضبه ، ازد و بنو ناجيه » در حمايت از وى خود را به نابودى كشاندند . مورخان مىگويند : شيفتهء دوستى او گشتند به طورى كه سرگين شترش را بر مىداشتند و آن را مىبوييدند و مىگفتند : پشكل شتر مادرمان ، بويش بوى مشك است ! ! ( 3 ) آنها دور شترش را گرفته بودند و جز حمايت وى ، خواهان پيروزى و نصرت ديگرى نبودند . رجز خوان آنها چنين مىگفت : يا معشر الازد ! عليكم امّكم * فانّها صلاتكم و صومكم
--> ( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 3 / 243 - 244 .