الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

52

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

قرار گيرد و خون مسلمين را نريزد او را بسيار نصيحت كردند كه اگر نصيحت آنها را مىپذيرفت ، خير فراگيرى نصيب مردم مىساخت و آنان را از بسيارى مشكلات و فتنه‌ها ، رهايى مىبخشيد . اما وى سخنشان را پشت گوش انداخت و به آنها گفت : « من به سخن ، پاسخى به فرزند ابو طالب نمىدهم ؛ زيرا در حجتها به وى نمىرسم » « 1 » . ( 1 ) امام ، در دعوت به صلح و جلوگيرى از خونريزى ، كوششهاى بسيارى نمود ، ولى بعضى از عناصر ، به اين دعوت اهميتى ندادند و براى افروختن آتش جنگ و برافكندن پايه‌هاى صلح ، به تلاش پرداختند . ( 2 ) دعوت به قرآن هنگامى كه همهء كوششهاى امام براى جلوگيرى از ريختن خونها ، به ناكامى رسيد ، امام ، يارانش را فرا خواند تا كتاب خداوند بزرگ را بردارند و آن قوم را براى عمل به آنچه در آن است ، دعوت كنند و به آنها خبر داد كه هر كس اقدام به اين كار كند ، كشته مىشود . هيچ كس پاسخى به آن حضرت نداد ، جز جوان شايسته‌اى از اهل كوفه كه روى به سوى امام كرد و گفت : « اى امير مؤمنان ! من از عهدهء اين كار بر مىآيم » . ( 3 ) امام ، از وى روى گرداند و همچنان به ياران خود نگاه مىكرد و آنان را براى اين كار مهم دعوت مىكرد ، ولى هيچ كس جز آن جوان ، پاسخى به آن حضرت نداد . امام مصحف را به وى سپرد و آن جوان ، شاداب و سربلند بدون اينكه ترس و وحشتى در دلش باشد ، به راه افتاد ، در حالى كه كتاب خدا را در

--> ( 1 ) الفتوح 2 / 306 .